اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَویلا امام صادق علیه السلام: اَفضَلُ العِبادةُ اِدمانُ التَّفکُّرفی اللهِ و فی قُدرَتهِ؛ برترین عبادت مداومت نمودن بر تفکر درباره خداوند و قدرت اوست. الکافی،ج2،ص55 رسول اکرم صلى‏ الله‏ عليه ‏و ‏آله : مَن رَدَّ عِرضِ أخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ البتّهَ. هر که از آبروی برادر مسلمان خود دفاع کند مطمئناً بهشت بر او واجب می شود.

یادداشت هایی در مورد بیانیه گام دوم انقلاب

یادداشت هایی در مورد بیانیه گام دوم انقلاب

گفتگو با آقای اصغر طاهرزاده از اساتید و چهره‌های علمی و فرهنگی کشور و صاحب تألیفات متعدد در حوزه‌ی اندیشه و فرهنگ اسلامی

در انقلاب اسلامی نظر به ایده‌ و آرمانی است که آن ایده و آرمان، رویکرد تمدنی دارد و چیزی است ماوراء یک حرکت سیاسی برای تشکیل یک نظام سیاسی، و آن عبارت است از ایده‌ی به‌ظهورآمدنِ انسانی که بنا دارد تعریف دیگری از زندگی را برای خود ترسیم کند؛ زندگی متعالیِ قدسی که تمام مناسبات شخصیت انسان در نسبت با خدا و رهنمودهای الهی شکل بگیرد. اینجاست که می‌توان گفت انقلاب اسلامی از ابتدا به سوی تحقق تمدنی خیز برداشته که غیر از تمدن غربی است و بدین لحاظ نام آن را «تمدن نوین اسلامی» باید گذاشت.

🔹️ تمدن نوین اسلامی، صورتی از تمدن است که نظام اسلامی در مقابل تمدن غربی درصدد شکل‌دادنِ آن است تا در مقابل تمدن غربی که بنا است انسانِ تراز تمدن غربی برای قوام تمدن غربی تربیت کند، انسانی تربیت کند جهت قوام تمدن اسلامی. دولت اسلامی باید توسط کسانی تشکیل شود که مؤمن به آرمان‌ها و اهداف انقلاب اسلامی باشند و بر این مبنا است که دولت اسلامی شکل می‌گیرد و در این راستا رابطه‌‌ای متقابل بین مردم‌سالاری دینی و دولت اسلامی برقرار می‌شود. امید به غرب باید از بین برود.

🔸️ بر پای‌نگاه‌داشتنِ انقلاب اسلامی، پاسداری از امر قدسی در این تاریخ است و چون گشوده شود، گشایش حضرت حق در آن طلب می‌شود و این است راهِ فهم رازی که شهداء در افق تفکر ما قرار دادند.

🔹️ عمده «فهمِ شرایط تاریخی» است که در آن قرار داریم. شرایطی که انقلاب اسلامی توانسته است ایده‌ها و آرمان‌های خود را در مقابل نظام استکباری قوت ببخشد.

یادداشتی از دکتر حامد حاجی حیدری عضو هیأت علمی دانشگاه تهران

در بیانیه‌ی «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران، یک مضمون سه بار تکرار شده است: «جوانان باید شانه‌های خود را به زیر بار مسئولیت دهند». از این رو، مهم‌ترین موضوع، «اعلام جهاد» و فراخوانی شانه‌هایی است که زیر بار مسئولیت بروند.

🔹️ حفظ جهاد، مهم‌ترین وزن و جدّوجهد یک رهبر شاخص در انقلابیگری اسلامی شیعی را می‌سازد. نکته‌ی بعد آن است که جهاد، یک مفهوم عمیقاً فرهنگی است. مشابه همین مضمون در میراث امام سید روح‌الله موسوی خمینی رحمه‌الله نیز با تأکید بر مفهوم «جهاد اکبر» مشهود است.

🔸️ راه‌اندازی یک «جریان سازمانی فرهنگی – جهادی» همواره دشوارتر از یک «سازمان‌دهی آهنین بوروکراتیک» است، چراکه مبتنی بر همفکری و اقناع و اتحاد عقیدتی در ارزش‌های پیشرو خواهد بود. این اتحاد عقیدتی همیشه به‌سهولت به دست نمی‌آید و نیاز به کار فرهنگی دارد. به‌رغم این دشواری آغازین، وقتی ارابه‌ی «سازمان فرهنگی – جهادی» به حرکت درمی‌آید، نوعی از سازمان چابک را رقم می‌زند که آهنگ حرکت آن، چندین برابر شتابناک‌تر و مؤثرتر و پرنفوذتر و کارآمدتر از یک «سازمان آهنین بوروکراتیک» است؛ سرّ و دلیل آن هم این است که امروز، سازمان‌دهی و مدیریت، مبتنی بر مفهوم مهم «نوآوری» گردیده است.

🔹️ باید به مدیریت «فرهنگی – جهادی» به‌مثابه یک «فضای تنفسی نوآوری» نگاه کرد؛ فضایی که افراد با تنفس در آن، به تشخیص و تحلیل و نوآوری برای برداشتن موانعِ اِعمال مدیریت جهادی برانگیخته می‌شوند. با این فرض است که مهم‌ترین وظیفه‌ی رهبری، این خواهد بود که فضای تنفسی نوآوری را با مدیریت انسانی و اقناع گسترده زنده نگه دارد و «نگاه کند و ببیند کجا شعله‌ی جهاد در حال فروکش کردن است و به کمک پروردگار نگذارد.»

یادداشتی از دکتر مصطفی غفاری دانش‌آموخته‌ی جامعه‌شناسی سیاسی

با تصور واژه‌ی «چهل‌سالگی» شاید هیچ واژه‌ای به اندازه‌ی «پختگی» به ذهن متبادر نشود. در واقع، فهم عمومی و عرفی، ۴۰سالگی را سن بلوغ عقلی و توازن آرمان‌گرایی – واقع‌بینی می‌داند؛ چه درباره‌ی یک انسان باشد و چه درباره‌ی یک نهاد. این پختگی معمولاً با مقولات زیر قرین است:
۱. دغدغه‌ی مسیر طی‌شده و سنجش گام‌ها
۲. تصویر جامع‌تر از مسئله‌های پیشِ‌رو
۳. شناخت دقیق‌تر از ظرفیت‌ها و محدودیت‌ها
۴. واقع‌بینانه شدن امیدها و چشم‌اندازها
۵. کاهش هزینه‌های تصمیم و افزایش مقبولیت آن از هنگامی که پیام رهبر انقلاب با عنوان «گام دوم انقلاب» در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب منتشر شده، در همین فاصله‌ی کوتاه، تحلیل‌های متنوع و مختلف و متضادی درباره‌ی متن و حاشیه‌ی آن ارائه شده است.

🔹️ بخشی از واکنش‌ها که عمدتاً از سوی اپوزیسیون سیاسی نظام جمهوری اسلامی به سبکی پریشان‌گویانه نشان داده شده، این پیام را فاقد «حرف تازه» دانسته‌اند! احتمالاً با این انتظار که تحت تأثیر فشارهای روانی – اقتصادی تشدیدشده، رهبر انقلاب وادار به «تجدیدنظر» در خطوط اصلی مسیر انقلاب اسلامیِ امام (رحمه‌الله) و مردم شود. آن‌ها ایستادگی بر آرمان‌ها و امید خوش‌بینانه به آینده که در این متن موج می‌زند را «لجاجت» ترجمه کرده‌اند و در خوش‌بینانه‌ترین وجه، از یاد برده‌اند که چهل‌سالگی برای موجود خردمند و پویا، هنگامه‌ی پختگی است.

یادداشتی از آقای مهدی فضائلی تحلیلگر مسائل سیاسی

این بیانیه مهم است به‌دلیل صادرکننده و امضای زیر آن! صادرکننده‌ی این بیانیه شخصیتی است با ویژگی‌های حقیقی ممتاز و جایگاه حقوقی رفیع. شخصیتی که رنگ انگشترش خبرساز است و نخ‌های قبای ایشان یا تصویر راه رفتن ایشان در یک روز برفی برای تدریس، سوژه‌ای جذاب برای رسانه‌ها و میلیون‌ها کاربر فضای مجازی می‌شود.

🔹️ این بیانیه مهم است به‌دلیل مقطع صدور آن یعنی چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز دهه‌ی پنجم و چهل سال دوم انقلاب. فراموش نکنیم که سردمداران شیطان بزرگ در خفا و علن وعده‌ی پایان انقلاب تا قبل از این ایام را داده بودند.

🔸️ این بیانیه همچنین مهم است به‌دلیل #مخاطب_اصلی آن یعنی #جوانان؛ جمعیتی انبوه، تحصیل‌کرده، پُرانرژی و آینده‌ساز.

🔹️ و مهم است به‌دلیل محتوا و مضامین راهبردی آن که سخن اصلی همین‌جاست! در این بیانیه که می‌توان آن را منشور انقلاب اسلامی در نقطه‌ی عطف چهل‌سالگی ارزیابی کرد، محورها، فرازها و نکته‌های پُرمغز موج می‌زند و با تعمق و ژرف‌اندیشی در آن، این حقیقت روشن‌تر می‌شود. بیانیه یا منشور گام دوم انقلاب اسلامی در عین انقلابی بودن، بسیار عالمانه و منصفانه به نگارش درآمده و ضمن دفاع کامل از راه پیموده‌شده، کاستی‌ها و فاصله‌ی طولانی تا بایسته‌ها و آمادگی برای تصحیح خطاها در آن پذیرفته شده است.
باید به‌شدت مراقبت کرد تا این بیانیه به «سندی بالادستی» به این معنی که تمجید و تجلیل بشود اما به‌کار بسته نشود، تبدیل نشود و اتفاقاً «سندی دم‌دستی» یعنی منشوری کاملاً عملیاتی و اجرایی باشد.

یادداشتی از آقای احسان صالحی، تحلیلگر مسائل سیاسی و از فعالان حوزه رسانه

دشمنِ ایرانِ مستقل و پیشرفته، در همه‌ی این سال‌ها امیدوار بوده و هست که کاری را که او نتوانسته در میدان نبردهای سخت و نیمه‌سخت با جنگ و تحریم و ترور به سرانجام برساند، از طریق «نفوذ نرم فرهنگی» و «تغییر باور و رفتار»، به دست خود جوانان ایران انجام شود و جوان ایرانی، کشورش و دنیا را آن‌گونه ببیند و بخواهد که رئیس کاخ سفید می‌خواهد. محل اصلی نزاع، هسته‌ای و موشک نیست، محل اصلی فکر و مغزافزار جوان ایرانی است. استعمار فرانو، مایل‌تر است قلب و مغز جوانان یک کشور را تسخیر کند تا زمینشان را.

🔸️برآمدن یک نسل مؤمن، مستقل، آزاد، دانش‌پژوه، ضد استکبار، عدالت‌خواه و مبارز با فساد، کابوس ترامپ و نتانیاهو و اخلاف و اسلاف و متحدانشان است. «جوان ایرانی»، همان خاکریزی است که باید با استحکام، دانایی و توانایی، آرزوی ائتلاف ضد بشری را نقش بر آب کند.

🔹️ رهبر انقلاب اسلامی در بیانیه‌ی تاریخی‌شان، نزدیک به ۴۰ بار از «جوان ایرانی» نام بردند و در ۲۰ مورد از آن، امید و اعتماد خود را نثار جوانان و آینده‌سازان ایران مقتدر کردند.
«جوان ایرانی»، همان خاکریزی است که باید با استحکام، دانایی و توانایی، آرزوی ائتلاف ضد بشری را نقش بر آب کند.

🔸️ توصیه‌های هفت‌گانه‌ی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش پایانی بیانیه، «نقشه‌ی راه انقلاب برای ایران مستقل، پیشرفته و مقتدر» است که باید جزءبه‌جزء آن‌ها مبنای عمل و مطالبه‌ی تخصصی جوانان فعال در بخش‌های مختلف کشور شود.

یادداشتی از آقای مهدی جمشیدی
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی

انقلاب، نیازمند «مراقبت» است و این «غفلت» است که انقلاب را به غیرخودش تبدیل می‌کند و به بیراهه می‌کشاند. استاد مطهری می‌گفت همیشه «نگاه ‌داشتن انقلاب»، از «ایجاد کردن انقلاب» دشوارتر است.

🔹️ از این رو، انقلاب‌هایی که به‌سختی محقق شدند، به‌آسانی از دست رفتند. این واقعیت تاریخی، تکلیفی سنگین بر عهده‌ی نیروهای انقلابی می‌گذارد و آن‌ها را برمی‌انگیزاند که همواره با حساسیت و جدیت، به انقلاب بنگرند و از «اصالت»‌ و «خلوص» آن دفاع کنند. و البته بیش از همه، این رسالتِ تاریخی و تعیین‌کننده، بر شانه‌ی رهبر انقلاب سنگینی می‌کند؛ اوست که باید چونان دیده‌بانی تیزبین و عاقبت‌اندیش، از سطوح و ظواهر فراتر رود و به اعماق و آینده‌ها نظر افکند و از کیان و اساس انقلاب، حراست کند. ولایت فقیه، از آن رو «ولایت‌ِ ایدئولوژیک» است که ولیّ‌فقیه باید به انقلاب و تمام اجزا و عناصر آن بنگرد و همه‌ی امور را رصد کند تا هرگونه ناهماهنگی و ناهمخوانیِ مضمونی و هویتی را علاج کند. در غیر این صورت، طولی نخواهد کشید که انقلاب، از دست خواهد رفت؛ هرچند پوسته و ظاهری بی‌خاصیّت از آن برجا بماند.

🔸️ رهبر انقلاب می‌خواهند نوعی «خودآگاهی تاریخی و انقلابی» در ما ایجاد کنند تا دریابیم که در کدام نقطه‌ی تاریخی ایستاده‌ایم و به کجا می‌رویم و چه مسئولیت‌هایی بر عهده داریم. ایشان این‌بار به‌مناسبت چهل‌سالگی انقلاب، «ارزیابی‌های راهبردی» خود را درباره‌ی گذشته‌انقلاب و «تجویزهای راهبردی» را درباره‌ی آینده‌ی آن، در اختیار ما قرار داده‌اند.

یادداشتی از آقای مهدی محمدی، کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی و بین‌المللی

رهبر انقلاب از تئوری نظام انقلاب اسلامی به عنوان تئوری اصلی گام دوم انقلاب صحبت کردند که مستلزم نظریه‌پردازی‌های جدی است و این تئوری ریشه دارد. تاکید امروز ایشان بر انقلابی ماندن است دقیقا در زمانی‌که دشمن تاکید انقلابی زدایی در ایران دارد. این بقا زمانی ارزش دارد که انقلابی باشیم. ایشان می‌فرمایند این نظام زمانی درست عمل کرده که اصول، ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب حفظ شود و این بدین معناست که اگر این نظام دچار سکون و مخافظه‌کاری شود و از ارزش‌های انقلابی دور شود و دشمن موفق شود این نظام را انقلاب زدایی و سکولار کند، از ماهیت اصلی تهی شده است و نظام جمهوری اسلامی اگر غیر انقلابی باشد اساسا نظام جمهوری اسلامی نخواهد بود.

🔸️ این موضوع بسیار قابل توجهی است‌ که بایستی در خصوص ابعاد آن صحبت کنیم ضمن این‌که ظاهرا مفهوم نظام انقلابی مفهومی پارادوکسیکال است؛ یعنی از طرفی دربرگیرنده‌ی مفهوم نظام است‌ که یعنی شما با یک سیستم باثبات مواجهید و از طرفی مفهوم انقلاب در کنار آن قرار دارد که به معنای تحول دائمی، مستمر و برخورد انقلابی با پدیده‌هایی‌که پیش روی این نظام است. اما این نگاه ظاهری است و در نگاهی واقعی در حقیقت پارادوکسی وجود ندارد؛ همان‌طور که در مفاهیمی مثل مردم‌سالاری دینی و جمهوری اسلامی پارادوکسی نیست. نوع نگاه به این مفاهیم بایستی تغییر کند تا این مفاهیم بتوانند در کنار هم قرار گیرند و یک هم‌زیستی کارآمد و از لحاظ نظری فاقد تناقض و همگن و بلکه یک مفهوم پیشرو خلق کند.

ادداشتی از دکتر مهدی گلشنی
فیزیک‌دان و نظریه‌پرداز، پژوهشگر فلسفه علم، عضو پیوسته فرهنگستان علوم ایران

درست است که ما پس از انقلاب در حوزه‌های مختلف پیشرفت داشته‌ایم، اما این‌ها در حد ظرفیت عظیم کشور ما نبوده و این بخاطر غفلت مسئولان از این ظرفیت بزرگ بوده است، و دلیل عمده‌ی آن عدم رعایت شایسته‌سالاری در انتصاب‌ها است.

🔹️ جوانان باید با آگاهی از ظرفیت‌های کشور و توجه به اقتضائات زمان درصدد آگاهی‌بخشی به جامعه برای استفاده‌ی از ظرفیت‌های عظیم کشور باشند و مسئولان را به استفاده‌ی از این ظرفیت‌ها تشویق کنند. رهبر انقلاب دو ویژگی اساسی را متذکر می‌شوند: «همت بلند» و «انگیزه‌های انقلابی جوانان». مسئولان و افراد جامعه باید مراقب باشند که آن‌ها تضعیف نشوند.

🔸️ الان غرب درصدد ناامید ساختن مردم ما از آینده‌ی کشور است و ما را در محاصره‌ی تبلیغاتی انداخته است. جوانان باید در تقویت هویت دینی-ملی خود و جامعه بکوشند و نهال امید به آینده را در جامعه‌ی ما پرورش دهند و ترس و نومیدی را از افراد جامعه‌ی ما بزدایند.

🔹️ گاه به خارج، عدم توجه به ظرفیّت نیروی انسانی کشور، عدم برنامه‌ریزی‌های مناسب اقتصادی، و عدم رعایت اولویّت‌ها منجر به ایجاد مشکل در زندگی مردم از قبیل بیکاری جوان‌ها، و فقر درآمدی طبقه‌ی ضعیف و امثال آن شده و نومیدی را در بعضی اقشار جامعه تقویت کرده است. جوان‌های دغدعه‌مند می‌توانند با آگاه ساختن مسئولین از خطاها و دادن امید به جامعه، روحیه‌ی امید را در جامعه‌ی ما تقویت کنند.

🔸️ می‌توان گفت که لازمه‌ی رسیدن به تمدن نوین اسلامی، حضور و حرکت جوانان از طریق مشارکت در شکستن مرزهای دانش و تولید علوم در چهارچوب جهان‌بینی توحیدی است، که در عرصه‌های فرهنگی، فنّاوری و اقتصادی مؤثر و تعیین کننده است.

یادداشتی از دکتر مجید شاکری
کارشناس مدیریت مالی

مهم‌ترین نکته در بخش اقتصادی بیانیه‌ی گام دوم وجود یک طرح کلی در بافتار این نوشتار است. به بیان دیگر نویسنده‌ی متن در ذهن خود یک کلان‌تصویر عمومی با اجزای همساز با هم داشته و ما با طرح کلی یک سیاست توسعه مواجهیم نه تعدادی شعار اقتصادی کنار هم چیده شده. وجود این چشم انداز کلی در حالیکه حتی در مصاحبه‌های بعضی مقامات اقتصادی هم به سختی می‌توان ردی از یک تصویر کلان را دید انصافاً دل‌گرم کننده و امیدبخش است.

🔸️ نکته‌ی بعدی اشاره به این است که اساساً تحریم‌ها در جوار ضعف‌های داخلی اقتصاد معنا می‌یابند و با حل ضعف داخلی، اثر تحریم هم شدیداً کاهش می‌یابد.

🔹️ با توجه به تغییر مداوم بسیاری گزاره‌های اقتصادی و نیز تغییرات جدی دائمی در صحنه‌ی اجرا، تسلط به گزاره‌های جدیدتر و عدم تعصب بر چارچوب‌های پیشین توسط مقامات اقتصادی بسیار ضروری است.

🔸️ نکته‌ی دوم اینکه این امر به نوبه‌ی خود نیاز به گفت‌‌وگو پذیری و شنیدن نظرات اقتصادی مختلف توسط مسئولان و مشاوران اقتصادی دولت و پرهیز از مرزبندی‌های مرسوم اعم از بازارگرایی و نهادگرایی و توجه ویژه به عملگرایی دارد که در گروه سنی جوانان بسیار معمول‌تر و شدنی‌تر است.

🔹️ در طی سه سال گذشته و حول سوالات مهم بی‌پاسخ مثل آن که «چرا با وجود برجام مشکلات انتقال مالی حل نشد؟» یا «چرا با وجود تلاش دولت برای عدم افزایش بدهی‌اش به بانک مرکزی، نقدینگی با این سرعت رشد کرد؟» مجموعه‌ای از جوانانِ در حاشیه‌ی قدرت اعم از دولت و مجلس و نهادهای حاکمیتی شکل گرفته که اگر چه تاکنون منفرد بوده‌اند اما با سرعتی بهتر از قبل به سمت شبکه شدن، همیاری و پروژه های مشترک در حرکتند.

یادداشتی از آقای علیرضا بلیغ
دانشجوی دکتری فلسفه‌ی علم و فناوری

«گام دوم انقلاب» روایتی است توأمان از «سرگذشت و سرنوشت یک ملت»؛ داستانی از آن‌چه بر ما رفته و از پس آن رؤیایی که ادامه‌ی این داستان و همچون امکانی برای آینده پیش روی ماست. آنچه امام رحمه‌الله آن را با عنوان «اسلام ناب محمدی» نامید قرائتی اصیل از تشیع بود که شعار عدالت بر پیشانی آن می‌درخشید.

🔸️ اهمیت عدالت‌محورانه‌ی تشیع، زمانی بیشتر می‌شود که روایت ما از انقلاب اسلامی در نسبت با وضع آن روز و امروزِ جهان شکل بگیرد؛ جهانی که پس از جنگ‌های جهانی، صورت دوقطبی یافته بود.

🔹️ انقلاب اسلامی ایران با تکیه بر ایده‌ی «معنویت سیاسی» پرچم عدالت را برافراشت؛ ایده‌ای به‌ظاهر متناقض‌نما که ممکن شده بود. این همان ایده‌ای است که فوکو آن را گمشده‌ی تاریخ فلسفه در مبدأ اول از یونان و در مبدأ دوم از آغاز مدرنیته و پایان قرون وسطی می‌داند.

🔸️ انقلاب، جرئت خواستن آینده‌ای را داشت که اگرچه از زبان انسان ایرانی بیان شد اما سرّ ضمیر جهانی را هویدا کرد. در این هم‌سخنی است که امروز گفتار سیاسی جمهوری اسلامی هم‌زمان که داعیه‌ی استقلال و پاسداری از مرزهای ایران‌زمین را دارد با همان گفتار، معادلات منطقه و جهان را نیز تغییر داده و نقش‌آفرینی می‌کند.

🔹️ این متن را می‌توان «مانیفست جمهوری اسلامی برای آینده» قلمداد کرد اما گام برداشتن به سوی این آینده به‌درستی در پرتو یک بینش تاریخی است. به تعبیر یکی از متفکرین، «برای آنکه تیری را بیشتر پرتاب کنیم لازم است تا دستان را بیشتر به عقب بکشیم».

🔸️ دست یافتن به روایتی از سرگذشت ایران، نشانه‌های سرنوشت و امکان‌های آینده را پیش چشم می‌آورد و این کاری است که رهبر انقلاب با بیان آنچه در این چهل سال و تا حدودی تاریخ معاصر بر ما گذشته، بر عهده گرفته‌اند.

یادداشتی از آقای عبدالله گنجی استاد دانشگاه، کارشناس مسائل سیاسی و فعال رسانه‌ای

هنگامی که این پیام را خواندم اولین نکته که با توجه به درک و تجربه‌ی دوران امام رحمه‌الله و انقلاب دریافتم که این بیانیه بسیار شبیه به پیام استقامت امام در سال ۶۷ است؛ البته با این تفاوت که این پیام صرفاً برای استقامت نیست بلکه حرکت را نیز شامل می‌شود.

🔹️ در حقیقت حرکت مکمل استقامت است. دیگر خبری از پذیرش قطعنامه‌های آن دوره نیست و این جریان بدین معنی است که ما به درخت تنومندی تبدیل شده‌ایم و رهبر انقلاب اسلامی این تنومندی را که ما از کجا به کجا آمده‌ایم را در پیام‌شان ترسیم کرده‌اند.

🔸️ روی این سخنان با جوانان است که بایستی جایگزین نسل امروز شده و آینده را پیش ببرند. در حقیقت مخاطبان اصلی این نامه جوانان هستند. صداقت در آرمان‌ها در این پیام به صورت جدی برجسته است.

🔹️ ما در واقع افرادی نبودیم که از طریق انقلاب دکانی درست کرده و شعارهایی بدهیم تا از این شعارها به عنوان ابزار برای تکیه زدن بر کرسی خود استفاده کنیم. این‌ها صداقت‌هایی بود که بر آن پافشاری کرده و ایستادیم و توفیق یافتیم.

🔸️ گذشته‌ای ترسیم شده است و بسیاری از نخبگان انقلاب این گذشته را دیده‌اند -این موضوع توسط نسل اول و دوم انقلاب که برخی در قید حیات هستند، نقل شده است- این گذشته در پیوند نسلی به راحتی با چراغی که از آینده توسط رهبر انقلاب روشن شده، قادر است تا جوانان را در این مسیر با همان مبانی معرفتی پیش ببرد. نسل دوم و سوم انقلاب می‌توانند با همین گذشته‌ای که ترسیم شده است جوانان هم‌طراز انقلاب اسلامی را برای قرارگرفتن در گام دوم انقلاب تربیت کنند تا با همان هیبت و عظمت آینده را بسازند. نسل دوم و سوم انقلاب وظیفه دارند گذشته‌ای که ترسیم شده است را به نسل جوان منتقل کنند.

یادداشتی از آقای محمدحسین وزارتی کارشناس مسائل سیاسی و فعال رسانه‌ای

بیایید تصور کنیم مسیری که با پیروزی انقلاب اسلامی پیموده‌ایم همانند یک دوی امدادی می‌ماند که دور اول مسابقه اگرچه پرفراز و نشیب اما با موفقیت به پایان رسیده و دونده باید چوب‌دستی را به نفر بعدی تیم خود بدهد تا او با همان هدف و در همان جهت، اما با سرعت بیشتر به مسابقه ادامه دهد. حال چله اول انقلاب اسلامی ایران به پایان رسیده و باید چوبدستی به نفر بعدی داده شود تا «فصل جدید زندگی جمهوری اسلامی» آغاز شود.

🔸️ به زعم نگارنده اما مهم‌ترین نکته این پیام، فرمان پوست‌اندازی در بدنه حاکمیتی جمهوری اسلامی در آغاز چله دوم انقلاب است؛ یعنی لزوم گشودن عرصه حاکمیتی برای ورود «نسلی که اینک وارد فرآیند بزرگ و جهانی ۴۰ سال دوم می‌شود» و «پا به میدان عمل می‌گذارد تا بخش دیگری از جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ را آغاز کند.»
درست است که رهبری همیشه به مسؤولان کشور توصیه می‌کنند از ظرفیت جوانان استفاده شود، اما این‌بار امیدواری به آینده کشور را منوط به حضور جوانان در عرصه حاکمیتی کردند.

🔹️ می‌توانیم بگوییم تنها راه موفقیت و پیشرفت انقلاب در دومین چله از زندگی خود و نیز اصلاح عیب‌ها و نقایص موجود، ورود جوانان به عرصه‌های حاکمیتی و مدیریتی کشور است. حال این نقشه راه، دو مخاطب اصلی دارد: اول، جوانان هستند که باید با درک موقعیت کشور، خود را آماده این انتقال بزرگ کنند و دوم، سیستم حکمرانی کشور که باید ضمن زمینه‌سازی و فراهم کردن مقدمات این انتقال نسلی در عرصه حاکمیتی و مدیریتی، خود را آماده تحویل این عرصه و میدان به جوانان بکند. به نظر می‌رسد این کار بزرگ به یک نقشه راه اجرایی و زمان‌بندی واقع‌بینانه نیاز دارد تا با کمترین هزینه و حاشیه، این پوست‌اندازی صورت پذیرد.

یادداشتی از آقای عبدالله شهبازی مورخ و پژوهشگر تاریخ سیاسی معاصر

۵۴ سال در ایران «رژیم»ی استقرار یافت که، برغم تأثیرات مهمش بر فرهنگ و سیاست و اقتصاد، هیچگاه «نظام» نشد.

🔹️ در تمامی این دوران حکومت پهلوی اندامی بود که نه کوشید و نه توانست با بافت جامعه ایرانی پیوند طبیعی برقرار کند و سرانجام جامعه آن را دفع کرد. انقلاب اسلامی ایران هم دفع این «اندام تحمیلی» بود و هم، تا حدودی و به انحاء مختلف، وارث نهادها و ساختارها و خُرده- فرهنگ‌هایی که در دوران حکومت پهلوی پدید آمد.

🔸️ در چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران نمی‌خواهم، به سان آنچه در سال ۱۳۶۷، در کتاب «کودتای نوژه»، بمناسبت اولین دهه انقلاب نوشتم، فقط از شکوه و بزرگی این حادثه بگویم. تصور می‌کنم اکنون زمان بلوغ چهل سالگی است و باید از «تجربه» نیز گفت.

🔹️ البته که انقلاب جامعه ایرانی را به معنای واقعی زنده کرد. البته که انقلاب مبداء تحولی شگرف در تاروپود جامعه ایرانی بود. البته که انقلاب، برای نخستین بار در تاریخ معاصر ایران، «آحاد مردم» را به عناصر تأثیرگذار در سرنوشت سیاسی کشور بدل کرد؛ پدیده‌ای که در نهضت مشروطه، بجز برخی شهرهای بزرگ و در مقیاسی اندک، نبود.

🔸️ رفتار سیاسی حضرت امام خمینی(ره) و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دوران چهل ساله بر «نظام‌سازی» استوار بوده است. بارها و بارها در تنگناها، حداقل در نزد خود و بی‌آنکه آشکارا بیان کنیم، از عدم ورود رهبری برای حل معضلاتی بزرگ، که بنظرمان با دخالت مستقیم رهبری قابل حل است، شکوه کرده‌ایم. به گمانم، رمز درک این رفتار رهبری را باید در سیره نظام‌سازی دو رهبر نظام جمهوری اسلامی جستجو کرد و تلاش صبورانه برای نهادینه کردن حکومتی که باید «نظام» باشد.

یادداشتی از حجت‌الاسلام‌والمسلمین سعید صلح میرزایی نویسنده و پژوهشگر

از بهمن سال۵۷ دو گفتمان در محافل اجتماعی ایران اسلامی ایجاد گردید: گفتمان انقلابی و گفتمان ضدّانقلابی. با روی آوردن ضدّ انقلاب به اعمال خشونت‌بار و تروریستی، این جریان از صحنه‌ی حضور و مواجهه‌ی علنی در داخل کشور کنار رفت؛ یا به خارج از کشور گریخت یا در پوشش نفاق، پنهان شد.

🔹️ از سال۵۷ تاکنون، نیروهای انقلابی که با القابی چون حزب‌اللهی، ولایی، بسیجی و… خوانده شده‌اند توانسته‌اند با رشادت و فداکاری خود، پیشران تفکّر انقلابی در مسیر تحقّق اهداف نهضت امام خمینی (رحمه‌الله) باشند؛ چه در عرصه‌ی تثبیت ساختارها و نهادهای حکومتی، چه در مسیر مبارزه با تحرّکات جدایی‌طلب، چه در مقابله با جریان تروریسم ضدّ مردمی پیروان رجوی، چه در عرصه‌ی دفاع مقدّس و مقابله با تهاجم صدام، چه مقابله با کودتاها و چه در عرصه‌ی سازندگی و مقابله با تفکّرات منحرف دوران اصلاحات.

🔸️ طی سال‌های اخیر رهبر انقلاب اسلامی با درک موقعیّت حسّاس کشور، صف‌آرایی دشمن و نیاز مضاعف کشور برای گذر از این مشکلات توسط مؤمنان انقلابی از سویی و احساس کم‌توجّهی به نیروهای انقلابی از سوی برخی مسئولان از سوی دیگر، به پررنگ کردن گفتمان انقلابی و تقویت جریان‌های انقلابی پرداختند.
در آغاز گام دوّم انقلاب اسلامی، این معنا ضروری‌تر به نظر میرسد و از همین‌رو است که معظّمٌ‌له با خطاب قرار دادن جوانان به عنوان مخاطبان اصلی بیانیّه‌ی خود، حرکت پیش رو را ترسیم میکنند.