اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَویلا امام صادق علیه السلام: اَفضَلُ العِبادةُ اِدمانُ التَّفکُّرفی اللهِ و فی قُدرَتهِ؛ برترین عبادت مداومت نمودن بر تفکر درباره خداوند و قدرت اوست. الکافی،ج2،ص55 رسول اکرم صلى‏ الله‏ عليه ‏و ‏آله : مَن رَدَّ عِرضِ أخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ البتّهَ. هر که از آبروی برادر مسلمان خود دفاع کند مطمئناً بهشت بر او واجب می شود.

رهیافت هایی از مهارت های زندگی در نهج البلاغه با تاسی از سخنان امام علی(ع) در نهج البلاغه

رهیافت هایی از مهارت های زندگی در نهج البلاغه با تاسی از سخنان امام علی(ع) در نهج البلاغه

مهارت های زندگی توانایی هایی برای رفتار انطباقی و مثبت هستندکه افراد را برای برخورد موثر با خواسته ها و چالش های زندگی روزمره قادر می سازد. مهارت های زندگی در لابه لای تعالیم الهی به ویژه در قرآن کریم و احادیث معصومین(ع) بیان شده است. پس از مطالعه متن نهج البلاغه به روش کتابخانه ای، متون موردنظر جمع آوری، انتخاب و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها بیانگر الگوی مهارت های زندگی در چارچوب بیانات امام علی(ع) و نهج البلاغه بود، این یافته ها شامل حقایق و راهبردهای بسیار زیبایی در مورد مهارت های زندگی، شاخص های ارتباط مطلوب با مردم، نحوه مدیریت خشم، ترس، راهبردهای کاهش حزن و اندوه، شناخت خود، همدلی و همیاری با مردم، خلاقیت، انتقادپذیری، تصمیم گیری و حل مساله بود که حضرت امیر(ع) با فصاحت و بلاغت تمام به این مسائل پرداخته اند. مهارت های زندگی در آموزه های اسلامی ریشه دارد و دستورات دینی بیشتر از این و به صورت کامل به مهارت های زندگی پرداخته است. مطالعات کاربردی نهج البلاغه و روانشناسی تلاشیبرای واکاری و استنباط مهارت های زندگی از دید تعالیم الهی و امام علی(ع) است که البته همت بیشتر عالمان دین و دانشمندان دیگر علوم اسلامی را می طلبد. این الگو بسیاری از الگوهای امروزه روان شناسی را برای زندگی پوشش می دهد. در نتیجه می توان از این الگوهای مهارت زندگی برای تبیین مسائل و مشکلات زندگی استفاده کرد.

١. مقدمه

جامعه ما جامعه ای است بنیان گرفته بر ارزش های اسلامی و اثر یافته از آموزه های قرآنی و مفاهیم اهل بیت علیه السلام و از دیگر سو دانش روانشناسی امروز ارائه دهنده ای راهکارها و شیوه هایی برای بهتر زیستن است که در قالب های مهارت های زندگی[۱] تعریف میشود. با نگاهی پژوهش گرانه و تأمل برانگیز در آموزه های نهج البلاغه راهبردهای کلی و فراگیری را میتوان به دست آورد که برای هر زمان و مکان پاسخگوست (شرفی، ١٣٩٠: ٩٦).

امام علی(ع) در کتاب نهج البلاغه، بهترین و کامل ترین مهارت های زندگی را به مخاطبان خود آموزش میدهد. ایشان با تلاش های فکری خویش به بررسی مهارت های زندگی پرداخته اند و شیوه های آموزش مهارت های زندگی را خوب در جامعه پیاده کرده اند.

کتاب شریف نهج البلاغه[۲] حاوی نکات بسیاری برای زندگی بهتر میباشد نکاتی که در سایه توجه به آن ها میتوان به سعادت دنیوی و مهم تر از آن سعادت اخروی دست یافت. مهارت های بسیاری را میتوان از نهج البلاغه استخراج کرد و از ابعاد و زوایای مختلفی میتوان آن ها را تقسیم بندی نمود. مهارت ها شامل دو بعد درون فردی و بعد برون فردی میباشند. بعد درون فردی شامل: مهارت زندگی خودآگاهی، خردورزی، عزت نفس ، صبوری و شکیبایی، مقابله با بخل ورزی، مقابله با حرص و طمع، مقابله با ترس ، قناعت ، استفاده درست از وقت. بعد برون فردی شامل: مهارت زندگی مقابله با دنیاپرستی، تکریم در روابط اجتماعی، همدلی و خیرخواهی، خوش خلقی و حسن سلوک در روابط اجتماعی، مقابله با حسدورزی، مقابله با غرور و خودبینی در روابط اجتماعی، جود و سخاوت ، کمک و همیاری(فرمهینی فراهانی و پیداد، ١٣٨٩: ٣٠٤).

١-١. بیان مسئله

امروزه علیرغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه های زندگی، بسیاری از افراد در رویارویی با مسائل زندگی فاقد تواناییهای لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی روزمره آسیب پذیر کرده است. پژوهش های بیشمار نشان داده اند که بسیاری از مشکلات بهداشتی و اختلالات روانی – عاطفی ریشه های روانی اجتماعی دارند(سرخوش، ١٣٨٤: ٤٧٤).

یونیسف[۳] (٢٠٠٧) مهارت های زندگی را یک رویکرد مبتنی بر تغییر رفتار یا شکل دهی رفتار که برقراری توازن میان سه حوزۀدانش، نگرش و مهارت ها را مدنظر قرار میدهد، تعریف کرده است. سازمان بهداشت جهانی[۴] (١٩٩٤) نیز مهارت زندگی را تواناییهایی که به ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه، غنای روابط انسانی، افزایش سلامت و رفتارهای سالم در سطح جامعه منجر میگردند تعریف نموده و ده مهارت را به عنوان مهارت های اصلی زندگی، شامل مهارت تصمیم گیری[۵]، مهارت حل مسأله[۶]، مهارت تفکر خلاق[۷]، مهارت تفکر نقاد[۸]، توانایی برقراری ارتباط مؤثر[۹]، مهارت ایجاد و حفظ روابط بین فردی[۱۰]، خودآگاهی[۱۱]، مهارت همدلی کردن[۱۲]، مهارت مقابله با هیجان ها[۱۳] و مهارت مقابله با فشار روانی[۱۴] معرفی نموده است (فتی و همکاران، ١٣٨٥؛ به نقل از خلعتبری و عزیززاده حقیقی، ١٣٩٠: ٣٠).

در سال ١٩٩٣ میلادی سازمان بهداشت جهانی، به منظور پیشگیری و همچنین افزایش سطح بهداشت روانی افراد و جامعه، برنامه ای با عنوان آموزش مهارت های زندگی تدوین کرد. هدف از این برنامه افزایش تواناییهای روانی- اجتماعی کودکان و نوجوانان بود، برای این که بتوانند با مقتضیات و مسائل و دشواریهای زندگی، سازگارانه برخورد کنند. سازمان بهداشت جهانی ده مهارت اصلی را به عنوان مهارت های زندگی معرفی کرده و آن ها را در پنج گروه زیر قرار داده است : ١. خودآگاهی – همدلی؛ ٢. ارتباط – روابط میان فردی؛ ٣. تصمیم گیری – حل مسأله؛ ٤. تفکر خلاق – تفکر انتقادی؛ ٥. مهار کردن هیجانات – مقابله با استرس.

برنامه آموزش مهارت های زندگی برای اولین بار توسط ژیلبرت و بوتوین[۱۵] از دانشگاه کرنل[۱۶] و در سال ١٩٩٧ برای پیشگیری از سوءمصرف سیگار در نوجوانان طراحی شد. پس از آن نیز برای پیشگیری از سوءمصرف مواد و الکل مورد استفاده قرار گرفت (بوتوین و همکاران، ١٩٩٧: ١٦). شواهد پژوهشی فراوانی در خصوص مهارت های زندگی هست، اما پژوهش هایی که به طور خاص در مورد به کارگیری رویکردهای دینی و سخنان حضرت علی (ع) باشند، زیاد نبوده است. در این زمینه ادبیات پژوهشی اندکی داریم. با توجه به ماهیت موضوع و اهداف مطالعه، در این پژوهش از روش آرشیوی – کتابخانه ای استفاده شده است. هدف ما در این پژوهش دستیابی به رهیافت هایی از مهارت های زندگی با تأسی از سخنان حضرت علی(ع) در نهج البلاغه است.

١-٢. پیشینه پژوهش

قائمی، یزدان بخش، امیریان (١٣٩٢) در پژوهشی تحت عنوان «عوامل ناامیدی و راهبردهای انگیزشی نهج البلاغه در درمان آن ها» به این نتیجه رسیده اند که نهج البلاغه روشی مطمئن برای شناخت مسائل روحی و روانی و چگونگی رفع آن ها است. امام علی (ع) راهبردهایی چون صبر در مواقع حساس، خوش بینی و… را برای از بین بردن ناامیدی ارائه میدهند. مروتی و رضایی (١٣٩٢) در پژوهشی تحت عنوان «شاخص های ارتباط مطلوب مردم با زمامدار در نهج البلاغه» به این نتیجه رسیده اند که اگر این ارتباط صادقانه، صریح، دوسویه و متعالی باشد زمینه مشارکت حداکثری برای رشد و آبادانی جامعه را در پی خواهد داشت. رحیمیان بوگر (١٣٩٢) در پژوهشی تحت عنوان «مطالعه اثربخشی آموزه های نهج البلاغه بر ارتقای سلامت روان دانشجویان» به این نتیجه رسیده اند که آموزش رهنمودهای نهج البلاغه به شیوۀگروهی روش مؤثری برای ارتقای سلامت روان دانشجویان است.

مرادی (١٣٨٦) در پژوهشی تحت عنوان «بررسی دیدگاه غم و شادی در نهج البلاغه» به این نتیجه رسیده اند که حضرت علی(ع) برای ایجاد شادی و نشاط و برطرف نمودن غم و اندوه سه دسته روش شناختی، رفتاری، شناختی- رفتاری توصیه نموده است. ارتباط بین روش های توصیه شده توسط حضرت علی(ع) و شادی در تحقیقات متعدد تأییدشده است.

اسپولودا[۱۷] و همکاران (٢٠٠٨) در پژوهش خود نشان میدهند که آموزش مهارت های زندگی در کاهش استرس مؤثر واقع شده است. تاتل[۱۸] (٢٠٠٦) در پژوهش خود نشان میدهد که آموزش مهارت های زندگی در نوجوانان منجر به ارتقای تواناییهای تصمیم گیری، ارتباطات، افزایش اعتمادبه نفس میشود. اشتمان[۱۹] و همکاران (٢٠٠٥) در پژوهش خود نشان میدهند که آموزش مهارت های زندگی در چهار حوزه شناسایی پیشرفت یا هدف در زندگی، حل مسأله و تصمیم گیری، روابط بین فردی و حفظ سلامت جسمی بر محیط زندگی و کارایی شخصی تأثیر بسزایی دارد.

١-٣. ضرورت و اهمیت پژوهش

نهج البلاغه، یادگار ارزشمند امام علی(ع) و یک اثر ادبی گران قدر است که در کنار غنای محتوایی خود، دارای عاطفه ای گرم و خطبه هایی سراسر احساس است. نهج البلاغه نیز سرچشمه و آبشخور فصاحت و بلاغت است که به عنوان یک اثر علمی و ادبی بسیار مهم شناخته شده است، کتابی که امام علی(ع) در آنگاه با عاطفه و هیجانی برخاسته از عمق وجود، مردمان را خطاب قرار داده و در بسیاری مواقع اندرزها و حکمت های خود را با تکیه بر احساسات درونی خویش بیان فرموده اند. نهج البلاغه گزارشی از واقعیت های زندگی امام علی(ع) و دورۀحیات ایشان است که مهارت های زندگی، عواطف و هیجانات امام علی(ع) و کیفیت مدیریت آن هیجانات در جای جای آن و در قالب انواع احساسات از قبیل غم، شادی و خشم و… با تصاویر ادبی و هنری متنوع تجلی یافته است (عباسی، ١٣٩٠: ٢١).

٢. مهارت های زندگی

مهارت های زندگی به گروه بزرگی از مهارت های روانی- اجتماعی و میان فردی گفته میشود که میتواند به افراد کمک کند تا تصمیماتشان را با آگاهی اتخاذ کنند، به طور مؤثر ارتباط برقرار کنند، مهارت های مقابله ای و مدیریت شخصی خود را گسترش دهند و زندگی سالم و بارآور داشته باشند. مهارت های زندگی میتوانند اعمال شخصی و اعمال مربوط به دیگران و نیز اعمال مربوط به محیط اطراف را طوری هدایت کنند که به سلامت بیشتر منجر شود(یونیسف، ٢٠٠٣: ١٦).

٢-١. مهارت خودآگاهی

خودآگاهی، توانایی شناخت و آگاهی از خصوصیات، نقاط ضعف و قدرت، خواسته ها، ترس ها و بیزاری ها است (جزایری و رحیمی، ١٣٩٠: ٣٦). خودآگاهی یعنی آگاهی یافتن و شناخت اجزای وجود خود؛ شناخت اجزایی همچون خصوصیات ظاهری، احساسات ، افکار و باورها، ارزش ها، اهداف ، گفتگوهای درونی و نقاط قوت و ضعف خود. خودآگاهی به این معنی است که افراد چگونه به خود نگاه کرده و بر اساس این نگاه چه احساسی پیدا میکنند(امامینائینی، ١٣٨٨: ٦٤).

امام علی (ع) در حکمت ١٣٦ در رابطه با خود ناشناسی میفرمایند: «هلک امرؤ لم یعرف قدره» «آن کس که قدر خود ندانست نابود و تباه شد». در این سخن معلوم شد که قدر همان مقدار و منزلت شخص از داشتن فضیلت و نداشتن آن است ؛ و هر کس منزلت خود را نداند، ممکن است از حد خود تجاوز کند و در نتیجه هلاک شود. مثلا کسی که جایگاه خود را نسبت به دانش نشناسد ممکن است آن را بالاتر از موضع خود قرار دهد و یا نادانی خویش را به عقیده خود کمال بپندارد؛ و در نتیجه به هلاکت اخروی بیفتد و چه بسا هلاکت دنیایی را نیز در پی داشته باشد و لازمه تجاوز او از حد خود، بازیچه دست و زبان مردم شدن و بدان وسیله به هلاکت رسیدن است (حکمت /١٣٦).

خودآگاهی یا خودشناسی، درک و شناختی است که فرد از خود پیدا میکند؛ شناخت استعدادها، توانمندیها، علاقه ها و احساسات بخش جداییناپذیر خودآگاهی است. یکی از راه های دستیابی به موارد فوق که حضرت علی(ع) در نهج البلاغه به آن اشاره کرده اند، محاسبه نفس است (علوی، ١٣٩٢: ١٥٢).

«قال (علیه السلام) من حاسب نفسه ربح و من غفل عنها خسر» «کسی که به حساب خودش برسد سود میبرد و کسی که از خویش غفلت کند زیان میبیند»(حکمت /٢٠٨).

«… العالم من عرف قدره و کفی بالمرء جهلا ألا یعرف قدره…» «دانا کسی است که قدر خود را بشناسد و در نادانی انسان این بس که ارزش خویش نداند». امام علی(ع) در این خطبه دانا را منحصر فرموده به کسی که قدر خود را بشناسد و مراد از قدر، اندازه و ارزش او در نزد خدا و موقعیت او در قلمرو عالم وجود است و چون این شناخت مستلزم این است که انسان مناسبت خود را با آفریدگان عوالم وجود درک کند و بداند که او در جرگه کدامین آفریدگان است و برای چه منظوری وجود یافته است، ناچار چنین کسی عالم و از دانش لازم برخوردار و اوامر الهی را فرمانبردار است و از حدی که کتاب خدا و سنن انبیا(ع) برای او ترسیم کرده اند پا فراتر نخواهد گذاشت. فرموده است: «و کفی بالمرء جهلا أن لا یعرف قدره»(خطبه /١٠٠).

تا انسان به خود نیاید و قدر خود را درنیابد و از بیگانگی با خود دست برندارد، نمی تواند وجود خود را که گرانبهاترین موجود و والاترین گوهر هستی است، در جهت تربیت حقیقی به کار اندازد و استعدادهای شگفت خود را شکوفا نماید. امام علی(ع) میفرمایند:

«… من اقتصر علی قدره کان أبقی له…» «هر که اندازه خود بداند حرمتش باقی ماند»(نامه /٣١). انسانی که قدر و منزلت خود را درک میکند استعدادهای مثبت وجودی خود را هدر نمیدهد. چنین انسانی نسبت به رشد و کمال خود به دیده بی اعتنایی نمینگرد، حیات خود را شوخی نمیانگارد و به بازی نمیگیرد، به جای آن که به عیوب دیگران بپردازد، به عیب های خویش توجه میکند و در مقام اصلاح خویش برمی آید.

حضرت امام علی(ع) میفرمایند:

«… یا أیها الناس طوبی لمن شغله عیبه عن عیوب الناس…» «ای مردم، خوشا به حال کسی که به عیب خود مشغول باشد و به عیوب دیگران توجه نداشته باشد.»(خطبه /١٧٥). خودشناسی مقدمه ای برای خودسازی است، با خودشناسی انسان بیدار میشود و با خودسازی جوهر آدمیدیگر میشود. لذا امام علی(ع) میگوید:

«… عباد الله إن من أحب عباد الله إلیه عبدا أعانه الله علی نفسه فاستشعر الحزن و تجلبب الخوف فزهر مصباح الهدی فی قلبه و أعد القری لیومه النازل به فقرب علی نفسه البعید…» «ای بندگان خدا همانا بهترین و محبوب ترین بنده نزد خدا، بنده ای است که خدا او را در پیکار با نفس یاری داده است، آن کس که جامعه زیرین او اندوه و لباس رویین او ترس از خداست، چراغ هدایت در قلبش روشن شده و وسائل لازم برای روزی او فراهم آمده و دوریها و دشواریها را بر خود نزدیک و آسان ساخته است»(خطبه /٨٧).

٢-٢. مهارت همدلی

همدلی یعنی درک احساس طرف مقابل، همدلی تشخیص احساس دیگران و توجه به اوضاع و احوال از نقطه نظر آنان و یکی از ویژگیهای انسان متعالی است که علاوه بر بهبود ارتباطات بین فردی، باعث کاهش خشونت و افزایش همبستگی و همکاری اجتماعی میشود. همدلی میتواند توانمندی فرد را برای تحمل شرایط دشوار افزایش دهد. توانایی همدلی با دیگران به طور مستقیم به توانایی ما در درک احساسات خودمان و تشخیص آنها بستگی دارد. این کار باعث بهتر شدن رابطۀما با او می شود، احساسات ناخوشایند را در او کاهش میدهد و به افزایش درک متقابل کمک میکند (مهدوی، ١٣٩٢: ٦٦). در آموزه های دینی نه تنها به همدلی، بلکه فراتر از آن به همراهی و همیاری تأکید شده است. اهمیت توجه به دیگران و درک شرایط آنان در این آموزه ها به گونه ای است که هر کس در حد توان خویش، موظف است به دیگران رسیدگی کند(علوی، ١٣٩٢: ١٥٢). امیرالمؤمنین علی(ع) میفرمایند: «من کفارات الذنوب العظام إغاثۀ الملهوف و التنفیس عن المکروب» «از کفاره گناهان بزرگ، فریادخواه را به فریاد رسیدن است و غمگین را آسایش بخشیدن»(حکمت /٢٤).

از دیدگاه امام علی(ع) همدلی شامل دو مرحله است:

الف : تشخیص شرایط طرف مقابل:

آشنایی با شیوه های این تشخیص، گام مهمی در «مهارت همدلی» به شمار میرود، این شیوه ها عبارت اند از:

١. خود را به جای دیگران، قرار دادن

امیرمؤمنان علی(ع) به فرزند خود چنین میفرمایند: «… یا بنی اجعل نفسک میزانا فیما بینک و بین غیرک فأحبب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره له ما تکره لها و لا تظلم کما لا تحب أن تظلم و أحسن کما تحب أن یحسن إلیک و استقبح من نفسک ما تستقبح من غیرک و ارض من الناس بما ترضاه لهم من نفسک و لا تقل ما لا تعلم و إن قل ما تعلم و لا تقل ما لا تحب أن یقال لک…» «ای پسرم نفس خود را میزان میان خود و دیگران قرار ده، پس آن چه را که برای خود دوست داری برای دیگران نیز دوست بدار و آن چه را که برای خود نمیپسندی، برای دیگران مپسند، ستم روا مدار، آن گونه که دوست نداری به تو ستم شود، نیکوکار باش، آن گونه که دوست داری به تو نیکی کنند و آن چه را که برای دیگران زشت میداری برای خود نیز زشت بشمار و چیزی را برای مردم رضایت بده که برای خود میپسندی، آن چه نمیدانی نگو، گر چه آن چه را میدانی اندک است، آن چه را دوست نداری به تو نسبت دهند، درباره دیگران مگو»(نامه /٣١).

٢. گوش دادن مفید و فعال

بسیاری از افراد جامعه، برداشت ها و احساسات خود را در قالب کلام ، بروز میدهند، این بدان معناست که با گوش دادن به سخنان دیگران، میتوان تا حدودی با شرایط آنان نیز آشنا شد(علوی، ١٣٩٢: ١٥٢). امام علی (ع) در این باره میفرمایند: «تکلموا تعرفوا فإن المرء مخبوء تحت لسانه»«سخن بگویید تا شناخته شوید، زیرا که مرد زیر زبانش نهفته است»(حکمت /٣٧٢). ایشان در جای دیگر میفرمایند: «آن چه بر زبان هر کس جاری میشود، دلیل بر میزان عقل اوست»(علوی، ١٣٩٢: ١٥٢).

٣. توجه به زبان بدن

امیرمؤمنان علی(ع) در این باره میفرمایند: «ما أضمر أحد شیئا إلا ظهر فی فلتات لسانه و صفحات وجهه»

«کسی چیزی را در دل پنهان نکرد جز آن که در لغزش های زبان و رنگ رخسارش، آشکار خواهد گشت».

چون انسان مطلب مهمی از قبیل دشمنی، کینه یا دوستی و نظایر اینها را در دل پنهان میدارد و پدیده های زبانی عبارت از نوعی وجود نفسانی و وسیله اظهار آن است، برای شخص ممکن نیست به طور کامل آن چه در دل دارد مخفی نگه دارد، زیرا رعایت این پنهان کاری تنها برای عقل میسر است تا بر طبق مصلحتی که میبیند آن را پنهان دارد، اما عقل گاهی به یک کار مهم دیگری سرگرم و از مراقبت بر پنهان داشتن غفلت می ورزد، در نتیجه خیال، آن را از دست عقل میرباید و در ضمن سخنان بیاندیشه بر زبان میآورد و همین طور، چون تصورات و امور نفسانی ریشه آثار ظاهری انسان مانند زردی ترس و سرخی شرم میباشند، بعضی از امور پنهانی را نمیشود از آثار ظاهری در رنگ چشم و صورت جدا کرد، گواه بر این مطلب تجربه است (حکمت /٢٦).

ب: مواجهۀ متناسب با شرایط

١. بهره گیری از مهارت های کلامی: امام علی(ع) میفرمایند: «آسیب سخن، به درازا کشیدن آن است».

مهارت هایی مانند انعکاس که در آن سعی میشود احساسات، معانی و حتی برخی الفاظ، حرکات و شیوۀگفتاری طرف مقابل به خود وی بازگردانده شود؛ به گونه ای که نشان دهندۀدرک، فهم و پذیرش شخص همدل، نزد او باشد(علوی، ١٣٩٢: ١٥٢).

٢. مهرورزی و ارتباط های عاطفی: همدلی همواره، قرین عاطفه و مهرورزی است. مهرورزی، محبت، انرژیزاست و با آن ، اندوه، بیماری و تلخی، جای خود را به شادی، سلامتی و شیرینی میدهد (علوی، ١٣٩٢:

١٥٢). امام علی(ع) در این خصوص میفرمایند: «… و علیکم بالتواصل و التباذل و إیاکم و التدابر و التقاطع…» «بر شما باد به پیوستن با یکدیگر و بخشش همدیگر، مبادا از هم روی گردانید و پیوند دوستی را از بین ببرید»(نامه /٤٧).

٢-٣. مهارت ارتباط مؤثر

با نگاهی جامع نگر به آموزه های دینی میتوان نتیجه گرفت که اسلام در زمینه روابط اجتماعی، بر ارتباط با مردم و برون گرایی انگشت نهاده، از این سو کناره گیری از جامعه را ناصواب میشمارد(نورمحمدی، ١٣٩٠: ۲۸۸).

حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) در رابطه با نیاز افراد به یکدیگر میفرمایند: «… و اعلم أن الرعیۀ طبقات لا یصلح بعضها إلا ببعض و لا غنی ببعضها عن بعض»«ای مالک بدان مردم از گروه های گوناگونی میباشند که اصلاح هر یک جز با دیگری امکان ندارد و هیچ یک از گروه ها از گروه دیگر بینیاز نیست»(نامه /٥٣).

اسلام با بیان موضوعات گوناگون درصدد تقویت روابط اجتماعی و از بین بردن عوامل گسست اجتماعی در میان افراد است. امام علی(ع) در نهج البلاغه میفرماید: «خالطوا الناس مخالطۀ إن متم معها بکوا علیکم – و إن عشتم حنوا إلیکم» «با مردم چنان رفتار کنید که اگر در آن حال مردید، بر شما بگریند و اگر زنده ماندید، علاقه مند به معاشرت با شما باشند».

ج: شاخص های ارتباط مطلوب

١. مدارا، نرمی: حضرت علی(ع) در روابط فردی و اجتماعی مأمور بودند که همیشه با رفق و مدارا عمل کنند. (مروتی و رضایی، ١٣٩٢: ٢٥).

٢. تأمین رفاه عمومی: حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) در این رابطه میفرمایند: «… أو أبیت مبطانا و حولی بطون غرثی و أکباد حری أو أکون کما قال القائل و حسبک داء أن تبیت ببطنۀ و حولک أکباد تحن إلی القد…» «یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی که از گرسنگی به پشت چسبیده و جگرهای سوخته وجود داشته باشد، یا چنان باشم که شاعر گفت: «این درد تو را بس که شب را با شکم سیر بخوابی و در اطراف تو شکم هایی گرسنه و به پشت چسبیده باشند»(نامه /٤٥).

٣. دوری از تملق، غلو و تخلف: «… فلا تکلمونی بما تکلم به الجبابرة و لا تتحفظوا منی بما یتحفظ به عند أهل البادرة و لا تخالطونی بالمصانعۀ و لا تظنوا بی استثقالا فی حق قیل لی و لا التماس إعظام لنفسی فإنه من استثقل الحق أن یقال له أو العدل أن یعرض علیه کان العمل بهما أثقل علیه فلا تکفوا عن مقالۀ بحق أو مشورة بعدل…» «پس با من چنان که با پادشاهان سرکش سخن میگویند، حرف نزنید و چنان که از آدم های خشمگین کناره میگیرند دوری نجویید و با ظاهرسازی با من رفتار نکنید و گمان مبرید اگر حقی به من پیشنهاد دهید بر من گران آید، یا در پی بزرگ نشان دادن خویشم، زیرا کسی که شنیدن حق، یا عرضه شدن عدالت بر او مشکل باشد، عمل کردن به آن، برای او دشوارتر خواهد بود. پس ، از گفتن حق، یا مشورت در عدالت خودداری نکنید»(خطبه /٢١٦).

٤. انتقاد محوری: امام علی(ع) در یکی از سخنان خود یادآور میشود که نباید زمامداران مسلمان را فاقد انتقاد انگارند بلکه باید در مواردی او را به خطایش آگاه ساخت و میفرماید: «از گفتن حق یا رأی زدن در عدالت باز نایستید که من برتر از آنم که خطا کنم و نه در کار خویش از خطا ایمنم مگر اینکه خدا مرا در کار نفس کفایت کند که او از من بدان تواناتر است (مروتی و رضایی، ١٣٩٢: ٢٩).

٢-٤. مهارت حل مسأله و تصمیم گیری

حل مسأله و تصمیم گیری دو فرآیند پیدرپی هستند. گاه به خاطر ترس از روبه رو شدن با مسائل یا ترس از تصمیم گیری در موردشان، آنها را انکار میکنیم. در این مواقع در واقع به مرور زمان و شرایط محیطی اجازه میدهیم به جای ما و برای ما تصمیم بگیرند. گاه حتی مرور زمان و شرایط محیطی نیز نمیتوانند راه حل مناسبی را مطرح کنند و فقط باعث تجمع مسائل و ایجاد مشکلات بزرگ تر و پیچیده تر میشوند(مهدوی، ١٣٩٢: ٦٦). در فرآیند «حل مسأله» فرد باید در رویارویی با مشکلی که در حال حاضر ایجاد شده است بتواند راه حل های زیادی را پیدا کند و سپس با فرآیند تصمیم گیری و با در نظر گرفتن پیامدهای هر یک از این راه حل ها، بهترین آنها را برای رفع مشکل حاضر بکار ببندد. بر این اساس افراد نیازمندند که «چگونگی تفکر و نه فقط چرایی آن را یاد بگیرند»(جزایری و دهقانی، ١٣٩٠: ٣٦). امام علی(ع) در یکی از سخنان حکمت آمیزش ، جدال و ستیز را مانع تصمیم گیری میداند: «الخلاف یهدم الرأی» «جدال تدبیر را ویران کند». اصل مطلب این است که نظر جمعی در یک مورد که دارای مصلحت است، جمع میشود، بعد یکی از آنها با نظر جمع مخالفت میکند و این باعث میشود که آن چه را مصلحت تشخیص داده و درباره آن اتحاد کرده بودند از بین برود همان طور که امام علی(ع) و جمعی از یارانش – موقعی که شامیان، بامدادلیلۀ الهریر قرآن ها را بلند کردند- نظر به پایان جنگ دادند و آن را مصلحت دیدند، اما این فکر و نظر را مخالفت بعضی از یارانش درهم ریخت و در نتیجه شد آن چه که شد(حکمت /١٧٩).

٢-٤-١. مراحل مهارت حل مسأله

اولین مرحله از مراحل مهارت حل مسأله، عملیاتی کردن مسئله است. تصمیم گیری راجع به برطرف کردن مشکل، بدون این که زوایای آن روشن شود، اتلاف وقت است. حضرت امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند: «در کارها فکر کن، به محکم کاری دست خواهی یافت. پس هنگامیکه [امور برائت ] روشن شد، تصمیم بگیر.» گام دوم اطمینان نسبت به صحت هدف میباشد؛ یعنی با بررسی صحت هدف، به این نتیجه رسیده اند که اساسا هدف صحیحی را انتخاب نکرده اند تا به دنبال راه رسیدن به آن باشند و به تعبیر دیگر، مسأله ای نیست تا سخن از حل آن به میان آید. حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) تصمیم صحیح را نوعی محکم کاری معرفی کرده اند.

گام سوم پیدا کردن راه حل هاست. برای یافتن راه حل و افزایش آنها شیوه هایی وجود دارد، مشورت کردن نمونه ای از این شیوه هاست: مولا علی(ع) میفرمایند: بهترین کسی که با او مشورت میکنی، صاحبان خرد، دانش ، تجربه و محکم کاریاند(علوی، ١٣٩٢: ١٥٢).

پذیرش مسأله و صبر و تحمل شیوۀدیگری برای یافتن راه حل است. حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) خود نیز در کنار دلاوریها و تلاش های طاقت فرسا گاه از این شیوه بهره گرفتند تا آنجا که فرمودند:

«… فصبرت و فی العین قذی و فی الحلق شجا…» «شکیبایی پیشه کردم (نه شکیبایی آمیخته با آرامش خاطر، بلکه) درحالیکه گویی در چشمم خاشاک بود و استخوان راه گلویم را گرفته بود»(خطبه /٣).

گام چهارم: ارزیابی راه حل ها و انتخاب بهترین آنهاست. بر اساس فرمایش امیر مؤمنان علی(ع) با بررسی کامل نظریه به راه حل درست، دست پیدا میکنیم : «هر نظریه را همچون مشکی پر از ماست که به هم میزنند تا دوغ و کره اش از هم جدا شود، وارسی و ارزیابی کنید تا نظریه صحیح به دست آید»(علوی، ۱۳۹۲: ۱۵۲).

گام پنجم اجرای راه حل برگزیده است. بیگمان، فتح قله های موفقیت، نیازمند تلاش و پشتکاراست. در راه اجرای این راه حل ها باید تلاش و کوشش کرد(علوی، ١٣٩٢: ١٥٢). امام علی (ع) میفرمایند: «من طلب شیئا ناله أو بعضه» «جوینده چیزی یا به آن یا به برخی از آن، خواهد رسید»(حکمت /٣٨٧).

٢-٤-٢. آسیب ها و موانع در اجرای حل مسائل

١. هنگام رویارویی با مسائل ممکن است احساسات و هیجان های ناخوشایندی داشته باشید. به منظور در امان ماندن از این آسیب، باید احساسات و هیجان هایتان را مدیریت کنید(علوی، ١٣٩٢: ١٥٢).

حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) میفرمایند: «إذا هبت أمرا فقع فیه فإن شدة توقیه أعظم مما تخاف منه»

«هنگامیکه از چیزی میترسی، خود را در آن بیفکن، زیرا گاهی ترسیدن از چیزی، از خود آن سخت تر است»(حکمت /١٧٥).

٢. عجله کردن در آموزه های دینی نیز عملی نکوهیده به شمار میرود و تنها در آنجا که خوبی یک کار، روشن و معلوم است، به عجله در آن کار توصیه شده است. امام علی(ع) میفرمایند: «با عجله ، خطا و لغزش فزون میگردد».

٣. تعصب و لجاجت نیز موانعی در راه اجرای حل مسائل هستند. امیرمؤمنان علی(ع) این صفت زشت اخلاقی را با عبارات مختلف نکوهش کرده اند: «فرد لجباز، فاقد دوراندیشی و برنامه ریزی است.»«لجاجت زیان و خسران به دنبال دارد»(علوی، ١٣٩٢: ١٥٢).

فوائد مهارت حل مسأله از دیدگاه امام علی (ع)

٤. جلوگیری از بروز بحران: مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند، باعث ایجاد بحران می شوند. به تعبیر حضرت علی(ع): «کسی که چاره جویی را به تأخیر اندازد، شداید و گرفتاریها او را زمین گیر خواهد کرد».

٥. افزایش توانمندی: با کسب مهارت حل مسأله ، نه تنها دارای اعتمادبه نفس میشوید، بلکه مسائل زندگی را بیشتر حل میکنید، تجربه و در نتیجه اعتمادبه نفس بالاتری به دست میآورید و این یعنی خردمندی بیشتر برای حل مسائل مهم تر (علوی، ١٣٩٢: ١٥٢).

٢-٥. مهارت تفکر انتقادی و تفکر خلاق

تفکر خلاق و تفکر نقاد بخشی از روند تفکر صحیح میباشند. تفکر خلاق با شکل گیری یا خلق ایده ها، شیوه ها و تجربیات مرتبط است در حالیکه تفکر نقاد درگیر ارزیابی دائم آن هاست و این دو شیوه با هم در ارتباط نزدیک و همراه میباشند. امروزه رویارویی موفق با چالش ها نیاز به خلاقیت و نقد دارد و چنانچه برای تقویت این دو مهارت تلاش کنیم، میتوانیم حل مسأله و تصمیم گیری مناسب تری داشته باشیم. تفکر خلاق مسیرها و شیوه های جدید را مییابد و تفکر نقاد آن ها را ارزیابی میکند(مهدوی، ١٣٩٢: ٦٦).

تفکر، مطالعه، معاشرت با افراد باهوش و صحبت با آنان از عوامل ایجاد خلاقیت است. امام علی(ع) درباره نقش تفکر در خلاقیت و اندیشه درست میفرمایند: «الحیلة فائدة الفکر» «چاره اندیشی، فایده فکر است». «اندیشه [درست ] با تأنی به وجود میآید و اندیشه خام و نسنجیده، چه بد پشتیبانی است». گاه خلاقیت برخاسته از تفکر به نتایجی میرسد که مسائل بسیار پیچیده را با کمترین هزینه حل می کند.

اندیشیدن در آن چه انسان میداند، مولد راه های جدید است و این یعنی خلاقیت. حضرت امیرالمؤمنین علی(ع)، این حقیقت را چنین بیان میفرمایند: «هر که در آن چه آموخته بسیار اندیشه کند، دانش خود را استوار گرداند و آن چه را نمیفهمیده است، بفهمد.» حل کردن معما در سطوح مختلف در افزایش خلاقیت شما مؤثر است (علوی، ١٣٩٢: ١٥٢). در روایت زیر به وضوح بیان شده که انسان نادان اول سخن میگوید درحالیکه انسان عاقل ابتدا تفکر میکند. بسیاری از پیامدهای سوء که دامن گیر افراد میشود ناشی از فقدان مهارت تفکر است (علاسوند، ١٣٩٠: ٩٠). و قال علی (ع): «لسان العاقل وراء قلبه و قلب الأحمق وراء لسانه»(حکمت /٣٩). امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: «زبان خردمند پشت قلب و قلب بیخرد، پشت زبان اوست»(حکمت /٣٥).

٢-٦. راهبردهای مدیریت هیجانات (مدیریت اضطراب، افسردگی و خشم)

٢-٦-١. مدیریت اضطراب

یکی از رذایل اخلاقی خصیصۀترس بیجاست که مایۀذلت و زبونی و عقب افتادگی انسان می باشد، استعدادهای بالفعل و بالقوه او را بر باد میدهد و دشمن را بر انسان مسلط میسازد. در روایتی از امیرالمؤمنین آمده است: به او گفتند چگونه بر هماوردان و حریفان خویش پیروز گردیدی؟ فرمود: با هر کس روبه رو میشدم ترسش مرا یاری میداد و او را از پا درمی آوردم (فرمهینی فراهانی و پیداد، ١٣٨٩: ٣٠٤). داد و فریاد و جار و جنجال، نشانه ضعف و ترس و زبونی است و نتیجه آن ناکامی و شکست است. انسان شجاع و توانمند نیازی به سروصدا و چنین حرکاتی ندارد. کسانی موفق هستند که بدون سروصدا و آرام و با اعتمادبه نفس ، کار خویش را دنبال میکنند(حائری یزدی، ١٣٨٦: ٣٢٧). حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) در این رابطه میفرمایند:

«و قد أرعدوا و أبرقوا و مع هذین الأمرین الفشل و لسنا نرعد حتی نوقع و لا نسیل حتی نمطر» «چون رعد خروشیدند و چون برق درخشیدند، اما کاری از پیش نبردند و سرانجام سست گردیدند، ولی ما این گونه نیستیم تا عمل نکنیم ، رعد و برقی نداریم و تا نباریم سیل جاری نمیسازیم»(خطبه /٩).

«… البخل عار و الجبن منقصة…» «تنگ نظری ننگ و ترسو بودن کاستی است». ترسو بودن، کاستی است، زیرا ترس، همان مرحله تفریط از فضیلت دلاوری است که ریشه کمالات نفسانی میباشد، بنابراین نوعی کاستی و فرومایگی است (حکمت /٣).

«… و إن غاله الخوف شغله الحذر…» «و اگر ترس آن را فراگیرد پرهیز کردن آن را مشغول سازد».

صفت ناپسند افراط در ترس و آن عبارت از این است که انسان در حالت ترس از چیزی بترسد که نباید بترسد، درصورتی که آنچه برای او شایسته است همان رعایت جانب احتیاط و ترک کارهای وحشتناک است (حکمت /١٠٨).

٢-٦-٢. مدیریت افسردگی

راه های کاهش حزن و اندوه: یکی از راه های کاهش حزن و اندوه از منظر نهج البلاغه خوش بینی است (صادقی نیری و الهیاری نژاد، ١٣٩٢: ٧١). حضرت علی(ع) در این خصوص میفرمایند: «من ظن بک خیرا فصدق ظنه» «چون کسی به تو گمان نیک برد، خوش بینی او را تصدیق کن»( حکمت /٢٤٨).

«… فإن حسن الظن یقطع عنک نصبا طویلا…» «خوش بین شوی، که این خوش بینی رنج طولانی مشکلات را از تو برمی دارد»(نامه /٥٣). حضرت علی(ع) میفرمایند که تنها بر خداوند امید بندید. «… لا یرجون أحد منکم إلا ربه…» «کسی از شما جز به پروردگار خود امیدوار نباشد»(حکمت /٨٢).

٢-٦-٣. مدیریت خشم

یکی از هیجان هایی که در زندگی همۀافراد نقش مهم و مؤثری دارد، هیجان خشم است. خشم نوعی از هیجان است که اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتارهای نامناسب دیگران بروز میکند. رابطه های انسانی پل هایی هستند که اغلب در هنگام عصبانیت و بروز خشم خراب میشوند. در روایات، خشم مرتبه ای از جنون معرفی شده است. پس توقع رفتار عاقلانه از فرد خشمگین معقول نیست. بر همین اساس است که آدمی در وهله اول باید بکوشد مهارت کافی را برای پیشگیری از خشم به دست آورد (علاسوند، ١٣٩٠: ٩٠).

امام علی(ع) فرمود: «الحدة ضرب من الجنون لأن صاحبها یندم فإن لم یندم فجنونه مستحکم» «تندخویی نوعی از دیوانگی است، زیرا تندخو، پشیمان میشود و اگر پشیمان نشود دیوانگیاش استوار است»(حکمت /٢٥٥).

بردباری هنگام خشم: من کتاب له الی الحارث الهمدانی: «… و اکظم الغیظ و تجاوز عند المقدرة و احلم عند الغضب و اصفح مع الدولة تکن لک العاقبة» در نامه ای به حارث همدانی میفرماید: «خشم را فرو نشان و به هنگام قدرت ببخش و به هنگام خشم فروتن باش و در حکومت مدارا کن تا آینده خوبی داشته باشی»(نامه /٦٩).

خشم نشان سبک مغزی: «… إیاک و الغضب فإنه طیرة من الشیطان…» «از خشم بپرهیز که نشانه سبکی سر است و شیطان آن را راهبر است»(نامه /٧٦). تحذیر از خشم: «… و احذر الغضب فإنه جند عظیم من جنود إبلیس…» «و از خشم بپرهیز که لشگر بزرگ شیطان است»(نامه /٦٩).

زمان فرو نشاندن خشم: «و کان (علیه السلام) یقول متی أشفی غیظی إذا غضبت أ حین أعجز عن الانتقام فیقال لی لو صبرت أم حین أقدر علیه فیقال لی لو عفوت» «درود خدا بر او، فرمود: چون خشم گیرم، کی آن را فرو نشانم در آن زمان که قدرت انتقام ندارم، که به من بگویند. «اگر صبر کنی بهتر است» یا آن گاه که قدرت انتقام دارم که به من بگویند: «اگر عفو کنی خوب است»(حکمت /١٩٤).

نشانه خشم: «و قال (علیه السلام) من الخرق المعاجلۀ قبل الإمکان و الأناة بعد الفرصۀ» «و درود خدا بر او، فرمود: شتاب پیش از توانایی بر کار و سستی پس از به دست آوردن فرصت از بیخردی است.»(حکمت /٣٦٣). خشم بر بدکاران: «من شنئ الفاسقین و غضب لله غضب الله له و أرضاه یوم القیامۀ»

«هر کس با بدکاران دشمنی کند و برای خدا خشمگین شود، خداوند به خاطر او خشم گیرد و او را روز قیامت خوشنود گرداند»(حکمت /٣١).

شیرینی بردباری: «… و تجرع الغیظ فإنی لم أر جرعۀ أحلی منها عاقبۀ و لا ألذ مغبۀ…» «و خشم را فرو خور که من جرعه ای شیرین تر از آن ننوشیدم و پایانی گواراتر از آن ندیده ام»(نامه /٣١). یکی از خطرناکترین حالات و رذایل اخلاقی، خشم بیجاست. تسلط بر خویش و فرو بردن خشم، گذشته از این که پاداش بزرگ الهی را به دنبال دارد، موجب آرامش و راحتی انسان پس از فرو نشستن آن خواهد شد(حائری یزدی، ١٣٨٦: ۳۲۷).

بردباری در برابر غم و اندوه: امام علی(ع) فرزند خویش را به صبر و بردباری در برابر غم و اندوه ترغیب میکنند. «… اطرح عنک واردات الهموم بعزائم الصبر و حسن الیقین…» «غم و اندوه را با نیروی صبر و نیکویی یقین از خود دور ساز»(نامه /٣١).

٣. نتیجه گیری

نهج البلاغه منبعی برای دست یابی به مهارت های زندگی برای برخورد مؤثر با مسائل و مشکلات و چگونگی رفع آنهاست. تحقیق و بررسی در این کتاب ارزشمند، میتواند کمک شایانی برای روان شناسی باشد.

بهره گیری از نهج البلاغه به نفع زندگی انسان است انسان میتواند راه چاره و درمان بسیاری از دردهای خود را از این کتاب روشن دریافت کند. به طوریکه ایشان در حکمت ١٩٧ میفرمایند: «این دل ها همانند تن ها خسته میشوند، برای نشاط آن به سخنان تازه حکیمانه روی بیاورید». از آن جا که مهارت های زندگی متعددند و هر یک برحسب نیاز در یک موقعیت خاص استفاده میشوند، در حقیقت هر کدام از این مهارت ها به ما توانایی خاصی میبخشند تا در موقعیت های مختلف عکس العمل مناسبی از خود نشان دهیم.

بنابراین اگر بخواهیم زندگی موفق و سرشار از کامیابی داشته باشیم باید همه این مهارت ها را فراگیریم.

در واقع میتوان استنباط کرد که نهج البلاغه به عنوان یک منبع بسیار ارزشمند دینی راهکارهایی برای ارتقای سلامت زندگی افراد دارد که استفاده از آن ها به ارتقای بهداشت روان افراد منجر میگردد. همچنین پیرو این نتایج میتوان گفت نامه ها، خطبه ها و آموزه ها و سخنان حکمت آمیز نهج البلاغه با عقل و منطق همخوان هستند و شامل حقایق و راهبردهای بسیار زیبایی در مورد مهارت های زندگی، شاخص های ارتباط مطلوب با مردم ، نحوه مدیریت خشم، ترس، راهبردهای کاهش حزن و اندوه، شناخت خود، همدلی و همیاری با مردم، خلاقیت، انتقادپذیری، تصمیم گیری و حل مسأله است، حضرت علی(ع) در کتاب ارزشمند خویش میفرمایند، ریشه های تکبر، ذلت در خود ناشناسی است. به عقیدۀامام علی(ع) خودشناسی مقدمه ای برای خودسازی است. نتیجه خودناشناسی این است که خداوند انسان را به خودش واگذار میکند، درحالی که راهنما و راهبردی وجود ندارد، از راه راست منحرف می شود. انسانی که قدر و منزلت خود را درک میکند، استعدادهای مثبت وجودی خود را هدر نمیدهد. چنین انسانی به درجه بالایی از رشد و کمال خواهد رسید.

در حکمت ٢٤ میفرمایند: «از کفاره گناهان بزرگ، فریادخواه را به فریاد رسیدن است و غمگین را آسایش بخشیدن».

انجام همدلی فضیلت های بزرگی چون عدالت ، مروت و… را در پی دارد. از دیدگاه حضرت علی(ع) آفت های همدلی بدگمانی و منفی نگری و ارکان مهم آن دوستی و مهرورزی است. بهتر است خوش بینی و مثبت اندیشی را به عنوان راهی برای ایجاد همدلی در خود تقویت کنیم. امام علی(ع) به خوش رفتاری و معاشرت با اخلاق پسندیده با مردم سفارش کرده است. ایشان انسان ها را از دوستی با نادان، بخیل، بدکار، کذاب بر حذر داشته اند. حضرت علی(ع) شاخص های ارتباط مطلوب را مدارا و نرمی، تأمین رفاه عمومی، دوری از تملق ، غلو و تخلف، انتقاد محوری، مطرح میکنند. مشورت کردن با دیگران و بهره گیری از آرای دیگران نتایج سودمندی را برای فرد به بار خواهد آورد. افرادی که خودرأی هستند و در امور با کسی مشورت نمیکنند و نصیحت کسی را نمیپذیرند، در معرض خطا قرار میگیرند که باعث هلاکت آنها میشود، درحالیکه افرادی که با دیگران مشورت میکنند، شریک عقل های آنان میگردند. حضرت علی(ع) انسان ها را از مشورت با افراد تنگ نظر، ترسو و حریص بر حذر داشته است.

فواید سودمند مهارت حل مسأله از نظر ایشان جلوگیری از بروز بحران و افزایش توانمندی انسان است.

عملیاتی کردن مسأله، اطمینان نسبت به صحت هدف، پیدا کردن راه حل ها، ارزیابی راه حل ها و انتخاب بهترین راه و در نهایت اجرای راه حل برگزیده، پنج گام برای حل کردن یک مسأله از دید امام علی(ع) میباشد. احساسات و هیجانات ناخوشایند، عجله کردن، تعصب و لجاجت موانعی در اجرای حل مسائل هستند، به منظور در امان ماندن از این آسیب ها باید این موانع را مدیریت کنیم. تفکر کردن، معاشرت با افراد با ذکاوت از جمله عوامل ایجاد خلاقیت است. با توجه به فرمایشات ایشان، حل کردن معما در سطوح مختلف در افزایش خلاقیت ما مؤثر است. انسان نادان اول سخن میگوید، درحالیکه انسان عاقل ابتدا تفکر میکند، در واقع بسیاری از پیامدهایی که دامن گیر افراد میشود، ناشی از فقدان مهارت تفکر است. دانشی که به همراه آن عمل نباشد و تنها بر زبان جا بگیرد، در واقع پست ترین درجه علم است. درحالیکه باارزش ترین دانش ها، دانشی است که در اعضا و جوارح آشکار گردد. کسی که از روی دانش راهی را میپیماید. هر اندازه بیشتر گام بردارد، همان قدر به مقصود خود نزدیک تر میشود.

تأکید حضرت علی(ع) در نهج البلاغه بر مطلوبیت رفتارهای توأم با تدبیر است. خشم از جمله هیجاناتی است که حضرت علی(ع) به کرات به این هیجان پرداخته اند. خشم خطرناکترین حالات اخلاقی است.

فروبردن خشم نه تنها پاداش الهی را به دنبال دارد. بلکه موجب آرامش انسان نیز میشود. خشم باعث خراب شدن پل های رابطه های انسانی میشود. حضرت علی(ع) بر بردباری به هنگام خشم ، غم و اندوه تأکید میکنند. خشم در اثر سبک مغزی است که از شیطان ریشه میگیرد. شتاب پیش از توانایی بر کار و سستی پس از به دست آوردن فرصت از جمله نشانه های خشونت است. حضرت علی(ع) خوش بینی را از جمله راه های کاهش حزن و اندوه میدانند. ترس یکی دیگر از رذایل اخلاقی است که مایه ذلت و عقب ماندگی انسان میشود. امام علی (ع) میفرمایند: ترسو بودن، کاستی است. چرا که ترس، مرحله تفریط از فضلیت دلاوری است که حضرت امیر(ع) با فصاحت و بلاغت تمام به این مسائل پرداخته اند.

در واقع این منبع عظیم آگاهیهای ارزشمندی را در رابطه با مهارت های زندگی ارائه میدهد؛ بنابراین ، در بسیاری از آموزه های نهج البلاغه توجه خاصی به ارتقای سلامت و بهداشت روان افراد، برخورد مؤثر با مسائل و مشکلات زندگی شده است. نتایج نهایی این پژوهش حاکی از آن بود که در مجموع آموزه های نهج البلاغه و سخنان گهربار امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر سلامت روان افراد تأثیرگذار است. به طوریکه بهره گیری و استفاده از این آموزه ها و به کار بردن آنها در زندگی نتایج مفید و مؤثری را به دنبال خواهد داشت.

منابع