اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَویلا امام صادق علیه السلام: اَفضَلُ العِبادةُ اِدمانُ التَّفکُّرفی اللهِ و فی قُدرَتهِ؛ برترین عبادت مداومت نمودن بر تفکر درباره خداوند و قدرت اوست. الکافی،ج2،ص55 رسول اکرم صلى‏ الله‏ عليه ‏و ‏آله : مَن رَدَّ عِرضِ أخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ البتّهَ. هر که از آبروی برادر مسلمان خود دفاع کند مطمئناً بهشت بر او واجب می شود.

هشتمین جلسه تفسیر سوره مبارکه حجرات

هشتمین جلسه تفسیر سوره مبارکه حجرات

 

در هشتمین جلسه تفسیر سوره مبارکه حجرات مطرح شد؛

 

به یک تعبیر، ۸۰ درصد امکانات در اختیار ۲۰ درصد و ۲۰ درصد امکانات در اختیار ۸۰ درصد است؛ و این [عین] بی عدالتی و عدم برابری است.

 

روز گذشته (سه­شنبه) هشتمین نشست از سلسله جلسات “تفسیر قرآن” با حضور حجت‌الاسلام والمسلمين زارعی در مسجد دانشگاه برگزار شد.

 

مشروح سخنان حجت‌الاسلام والمسلمين زارعی در هشتمين جلسه “تفسیر قرآن” پیرامون آیه شریفه:

 

“إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ”

مؤمنان برادر یکدیگرند؛ پس دو برادر خود را صلح و آشتی دهید و تقوای الهی پیشه کنید، باشد که مشمول رحمت او شوید!

 

آیه ۱۰ سوره مبارکه حجرات بدین شرح است:

 

بیان شد خدمت شما عزیزان که هرکسی اگر خدمتی به اسلام داشته، گامی برداشته، سخنی گفته، کاری کرده، خدمت کرده در نظام اسلامی، هیچ کدام از اینها ملاک برتری نیست؛ بلکه ملاک برتری در پیشگاه خدای متعال همان تقوا است.

 

امروز هم به برخی آیات و روایات از امیرالمؤمنین علیه السلام پیرامون مسئله مساوات و برابری [اشاره] خواهد شد؛ مخصوصاً آنچه که در نهج البلاغه وارد شده.

 

اگر این برابری و مساوات در جامعه ما تحقّق پیدا کند، آنوقت برادری هم محقّق می­شود. اما تا زمانیکه برابری نباشد، خبری هم از برادری نخواهد بود. شخصی که روی ثروت های هنگفت نشسته، بهترین خانه ها و بهترین امکانات در اختیارش است، هیچوقت نمی­تواند حال انسانی را درک کند که [از] کمترین امکانات هم برخوردار نیست.

 

متأسفانه در کشور ما در بین برخی از مسئولین نظام، [شاهد] این مُعزل و مشکل هستیم که برخی از تمام امکاناتی که در اختیار دارند، کمال استفاده و [بعضاً سوء استفاده را می­برند] و به تعبیری، ۸۰ درصد امکانات در اختیار ۲۰ درصد و ۲۰ درصد امکانات در اختیار ۸۰ درصد است؛ و این [عین] بی عدالتی و عدم برابری است.

 

لذا این­ها دیگر باهم برادر نیستند. نمی­توانیم بگوئیم که [این رفتارها] مطابق با قوانین قرآنی است. نمی­توانیم بگوئیم که این افراد تربیت یافته­ ی مکتب اهل بیت علیهم السلام هستند.

 

در نهج البلاغه خطبه ۱۲۶، یک بیان خیلی عجیبی از امیرالمؤمنین علیه السلام دارد.

 

برخی ها که ادعا میکردند در اسلام سابقه [ای] دارند، «همچون [زمان خود ما] که عدّه­ای ادّعا می­کردند که در انقلاب سابقه دارند و باید به آنها توجه بشود و نهایتاً از انقلاب هم برگشتند»، اینها آمدند به امیرالمؤمنین علیه السلام شکایت کردند و گفتند که “چرا بین ما و بقیه باید تساوی باشد، ما در حقیقت سابقه داریم. ما در رکاب پیغمبر (ص) بودیم، خدمت کردیم، جبهه رفتیم”؛ «ما کنار امام بودیم، امام در کنار ما انقلاب کرده، و امام بدون ما نمی­ توانست انقلاب کند، اینها حرفهایی هست که بعضا حالا هم می شنویم.»

 

امیرالمؤمنین علیه السلام جواب کوبنده داد. ایشان در خطبه ۱۲۶ فرمود:

“آیا شما از من می­خواهید که پیروزی را بدست بیاورم، به قیمت ظلم کردن بر انسان[هایی] که بر آنها گماشته شده ام، تا سرپرست شان بشوم، خدمتگزارشان بشوم. شما از من طلب می­کنید که من پیروز میدان بشوم، به قیمت ظلم کردن!”

 

این شیوه امیرالمؤمنین علیه السلام است. آیا در حال حاضر هم در جامعه مان، این شیوه را بین مسئولین می­ بیبینم؟!

 

اینگونه نیست! ما برخلاف شیوه امیرالمؤمنین علیه السلام را مشاهده می­ کنیم. برای رسیدن به یک پُست دنی [دنیوی]، برای رسیدن به یک مقام، برای رسیدن به یک میز و صندلی که آنرا بگیریم، حاضریم همه را زیر پای خود لگد[مال] کنیم. حاضریم به دیگران تهمت بزنیم، دروغ بگوئیم؛ حاضریم مقدّسات را زیر سؤال ببریم تا به آن مسند و مقام برسیم.

 

امیرالمؤمنین علیه السلام می­فرماید:

“آیا حاضرید که من پیروز میدان بشوم، اما پا روی همه ارزش ها بگذارم؟! به خدا سوگند که شب، روز نخواهد شد و روز شب نخواهد شد و هیچ ستاره ای در پی ستاره دیگری حرکت نخواهد کرد، از اینکه من بخواهم حق کسی را ضایع کنم. شما اعتراض می­ کنید که چرا به من ۳ دینار        می­دهی و به فلانی هم ۳ دینار. اگر این مال [برای] خودم بود، [آنرا] یکسان تقسیم می­کردم؛ چه رسد به اینکه این مال [برای] خداست، بیت المال است.”

 

ولی متأسفانه وقتی بیت المال زیر دست ما قرار می­گیرد، اصلاً توجّهی نمی­ کینم که این بیت المال است. این پولی که در اختیار من قرار داده شده، بیت المال است. این وسیله ای که در منزل برده ام و از آن استفاده میکنم، بیت المال است.

 

اگر انسان در خانه خودش است و چراغی بی­ جهت روشن باشد، دقّت می­کند که آنرا خاموش نماید تا بی­ جهت مصرف نشود. آیا نسبت به بیت المال هم اینگونه رفتار می­ کنیم؟! وقتی­ به دانشگاه می­ آییم، برای بیت المال دل می­ سوزانیم؟

 

ماشین بیت المال زیر پایش می­افتد، همه استفاده های شخصی اش را از آن انجام میدهد. آیا ماشین خودش را هم همینگونه استفاده میکند؟! اصلاً برایش مهم نیست.

 

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

“مال اگر [برای] خودم باشد، آنرا به تساوی تقسیم می­کنم، چه رسد به [مالی که برای] خداست.”

 

از من و شما حساب خواهند کشید. فرموده­اند که از حلال خدا حساب می­کشند چه برسد به حرام. این سیره امیرالمؤمنین علیه السلام است که به آن اعتراض کردند.

 

همین خود ما در جریان انقلاب اسلامی [خیلی جای دوری نمی­رویم]، مگر برخی اعتراض نکردند به رهبر انقلاب؛ عدّه ای بخاطر آنکه نتوانستند        [و تاب نیاوردند]، از انقلاب جدا شدند.

 

لذا امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود که “من حاضر نیستم بخاطر اینکه پُستی بدست آورم [و یا] پیروز میدان بشوم، به احدی ظلم بشود؛ به هیچ کسی حاضر نیستم ظلم بشود”. اما امروز برخلاف این روش را مشاهده می­ کنیم در جریان انقلاب.

 

امام علی علیه السلام در بیان بعدی در نهج البلاغه، نامه ای را به سهل بن حنیف انصاری «عامل حضرت در مدینه» می­ نویسد: “شنیده ام عدّه ای از دور و بر تو گریختند و سراغ معاویه رفتند”. [او خطاب به امام] گفته بود: “یا علی (ع)، عدّه ای از دور و بر من کنار کشیدند، از من جدا شدند”.

 

[همچون زمان ما که] عدّه ای فکر کردند اگر از انقلاب جدا بشوند و [در پناه دشمن] بروند، خیلی برایشان به­ صرفه خواهد بود. درحالی­که باید انسانیّت خودشان را زیر پا بگذارند اگر بخواهند در خدمت دشمنان اسلام و انقلاب باشند. «یا اینکه برخی می­گویند که ما دیگر کاری با انقلاب نداریم!»

 

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: “نگران نباش اگر عدد افرادت کم شده. [اگر] آنها کمک مالی به تو نمی­ کنند.”

 

[در زمان ما هم] عدّه­ای گفتند که ما اگر کنار بکشیم، انقلاب دیگر به اهداف خودش نمی­ رسد. اتفاقاً آنها رفتند و با بی آبرویی رفتند؛ انقلاب هم با عزّت و شدّت به اهداف خودش در حال رسیدن است. «به کوری چشم دشمنان»

 

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: “نگران نباش، آنها نباشند بهتر است. جدا شدن آنها همین قدر در گمراه شدن آنها کفایت می­ کند. تو از مشقّت آنها راحت شدی؛ بگذار بروند.”

 

کسی که نمی خواهد زیر چتر علی علیه السلام باشد، باید برود زیر چتر معاویه. مگر اسلام، نظام و انقلاب وابسته به آنهاست؟! امام رضوان ا… علیه که صاحب انقلاب بود، انقلاب بعد از ایشان [هرگز] متوقف نشد، بلکه با سرعت بیشتری به سمت جلو حرکت کرد و  [بحمدالله] به سمت جلو حرکت می­کند و إن شاءالله به کوری چشم دشمنان ادامه خواهد یافت [این حرکت رو به جلو].

 

آنها از حق ولایت فرار کردند، و به نادانی و جهل و نفاق افتادند، [و اینست و جز این نیست که] آنها اهل دنیا بودند.

 

اهل دنیا در کلام امیرالمؤمنین:

“باشتاب به سمت دنیا حرکت می­کنند. آنها دیدند که همه در نزد ما [امیرالمؤمنین] برابرند و [همین که] دیدند همه در نزد ما برابرند، به­ سمت انحصارگرائی فرار کردند؛ رفتند دنبال انحصار­طلبی.”

 

[مثلاً در زمان ما می­گویند] همه چیز باید در خدمت ما باشد وگرنه دیگر در خدمت انقلاب نخواهیم بود! [به جهنم]. انقلاب اصلاً نیازی به شما ندارد. نه به شما و نه به ثروت شما. نه به شما نیاز دارد، نه به پول شما.

 

لذا حضرت فرمود:

“رحمت خدا از آنها دور باد و لعنت خدا شامل حال آنها باد.”

 

جمله آخر اینکه، آنهایی که می­گویند ما به دین خدمت کردیم، امیرالمؤمنین علیه السلام می­فرماید “اگر شما به دین خدمتی کردید، [اینکه] در راه دین به شما زیان رسیده، سختی رسیده است، صبر کنید و شکیبا باشید.”

 

[اگر کار] برای خدا بوده چرا بر سر خدا منّت می­ گذارید، چرا منّت بر سر دین خدا می­ گذارید؛ اگر کسی پول خرج کرده است، اگر کسی جان خودش را داده است، اگر کسی در حقیقت دچار سختی و مشکلات شده است، در بیان امیرالمؤمنین علیه السلام است که خدا اجرش را خواهد داد و انسان نباید که حق و [خواسته] خودش را بر اسلام و نظام اسلامی تحمیل کند.

 

انقلاب پیروز شد و به برکت این انقلاب عدّه ای به نان و نوائی رسیدند؛ اگر این انقلاب پیروز نمی­ شد، که آن عدّه به نان و نوا نمی­ رسیدند. اصلاً فلان مسئول به برکت این انقلاب پُست و مسئولیت گرفته است؛ در پست ها و منصب های کلیدی قرار گرفته است. او نباید بر انقلاب منّت بگذارد. مگر انقلاب شد که فرصتی بوجود آید برای این عدّه ­ی [فرصت­ طلب]؟!

 

 

انقلاب نباید تبدیل به فرصتی بشود برای فرصت طلبان. ما باید در خدمت اسلام و انقلاب باشیم [نه اینکه انقلاب در خدمت ما]. اگر چنین شد، ما [دیگر] نمی­توانیم بگوئیم که اینها تابع قرآن­ اند، تربیت شده­ ی مکتب امام صادق علیه السلام هستند.