اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَویلا امام صادق علیه السلام: اَفضَلُ العِبادةُ اِدمانُ التَّفکُّرفی اللهِ و فی قُدرَتهِ؛ برترین عبادت مداومت نمودن بر تفکر درباره خداوند و قدرت اوست. الکافی،ج2،ص55 رسول اکرم صلى‏ الله‏ عليه ‏و ‏آله : مَن رَدَّ عِرضِ أخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ البتّهَ. هر که از آبروی برادر مسلمان خود دفاع کند مطمئناً بهشت بر او واجب می شود.

نهمین جلسه تفسیر سوره مبارکه حجرات

نهمین جلسه تفسیر سوره مبارکه حجرات

در نهمین جلسه تفسیر سوره مبارکه حجرات مطرح شد؛

 

از ۱۰۰ کفر، مسلمانی «اینها» بدتر است…؛ مسلمانی که برای کشتن مسلمانِ «دیگر» مسابقه می دهد، پول خرج می کند؛ اینکه دیگر مسلمانی نیست.

 

روز چهارشنبه هشتمین نشست از سلسله جلسات “تفسیر قرآن” با حضور حجت‌الاسلام والمسلمين زارعی در مسجد دانشگاه برگزار شد.

 

مشروح سخنان حجت‌الاسلام والمسلمين زارعی در نهمین جلسه “تفسیر قرآن” پیرامون آیه شریفه:

 

“إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ”

مؤمنان برادر یکدیگرند؛ پس دو برادر خود را صلح و آشتی دهید و تقوای الهی پیشه کنید، باشد که مشمول رحمت او شوید!

 

آیه ۱۰ سوره مبارکه حجرات بدین شرح است:

 

امروز بخش پایانی بحث «روزهای قبل» می باشد که به برخی از روایات اشاره خواهد «شد».

 

سؤال: مؤمن بر «برادر» مومن اش چه حقوقی دارد؟

اگر مؤمن ، برادر مؤمن است و مسلمان برادر مسلمان، ما چه حقوقی را «در روابط اجتماعی» بر گردن یکدیگر داریم ؟

 

فرض بگیریم که برابری و مساوات در جامعه وجود داشته باشد و عدالت اجتماعی هم در جامعه تحقق پیدا کرده، حال سوال اینجاست که این مؤمن چه حقوقی بر گردن برادر مؤمن اش دارد؟

 

یا اینکه می گوییم مؤمن حقوقی را در برابر برادر مؤمن خودش دارد، این مربوط می شود به جامعه خودمان یا اینکه (گستره ی وسیعی دارد) و «در ارتباط با» همه مؤمنین در سرتاسر عالم؟

 

امام صادق علیه السلام میفرماید:

“مؤمن مثل یک جسدی می ماند که اگر یک عضوی از آن به درد بیاید، اعضاء دیگر هم احساس درد، ناراحتی و رنج می کنند.”

 

در بخش پایانی یکی از زیارات وارد شده، ما اینچنین دعا می کنیم برای تمام برادران مؤمن و مسلمان مان در سرتاسر عالم.

 

“خدایا همه خیرات و خوبی ها «را»، چه بدانم من و چه ندانم «چه چیز خوب است و چه چیز خوب نیست»، همه را به ما عطا کن.”

 

برای همه در واقع طلب آمرزش می کنیم؛ از فرزند «گرفته» تا برادر و عمو و …. تا أجداد. یعنی تمام خیرات و خوبی ها را انسان برای تمام برادران دینی خودش، چه آنهایی که در جامعه او زندگی میکنند، چه آنهائیکه در سایر جوامع زندگی میکنند، طلب خیر می نماید.

 

روایتی از امام باقر علیه السلام نقل شده است توسط جناب حسین بن سعید اهوازی در کتاب “المومن” ص ۳۸ ح ۸۷

 

شخصی خدمت امام باقر علیه السلام رسید و خدمت ایشان عرض کرد:

“گاهی میشود که من دلگیر می شوم، غمگین می شوم، بدون اینکه مصیبتی به من رسیده باشد، دردی به من رسیده باشد و یا مشکلی به من رسیده باشد بطوریکه زن و بچه ام، از چهره ی من متوجه می شوند که من ناراحت شده ام و دوستان ام متوجه ناراحتی من می شوند.”

 

حضرت هم در جوابش، گفته اورا تصدیق نمود و فرمود که این ناراحتی او بجاست. او از ایشان دلیل را جویا شد و حضرت عرض کرد:

“خدا مؤمنین را از خاک بهشت آفریده؛ مؤمن برادر مومن است «و» از یک پدر و مادرند. اگر روزی یک مؤمنی در یک جایی از عالم، دچار مشکل و مصیبتی شد، اینکه «شمای» مؤمن نگران می شوی، ناراحت می شوی، بخاطر ناراحتی و نگرانی آن برادر مؤمن ات «میباشد».”

 

ممکنه حتی در یک کشور دیگر باشد، در جامعه دیگری باشد و در یک نقطه دیگری از عالم باشد. حضرت فرمود علت این ناراحتی اینست که مؤمنی دچار رنج، سختی و زحمت شده است.

 

یا در یک بیان دیگری که شیخ کلینی از امام صادق علیه السلام نقل کرده است:

“مسلمان برادر مسلمان است؛ تو چشم برادر مسلمان ات هستی «تو آئینه برادر مسلمان ات هستی»”

 

آئینه خطاها را خیلی زیبا و خیلی ظریف نشان میدهد.

 

“مسلمان، راهنمای برادر مسلمان اش است. مسلمان به مسلمان خیانت نمی کند. خدعه و نیرنگ هم نسبت به برادر مسلمانش ندارد. ظلم هم به برادر مسلمان خودش نمی کند. تحقیرش نمیکند؛ اهل غیبت نیست و غیبت برادر مسلمان اش نمی کند، ”

 

دقّت کنید که چه حقوقی یک مسلمان بر مسلمان دیگر دارد. حال میبینیم که در جهان امروز برخی ادّعای مسلمانی دارند، در حالیکه بویی از مسلمانی نبرده اند؛ اصلاً بعنوان یک مسلمان به جان مسلمین افتاده اند و جان، مال، زن و بچّه و خانه آنها را به یغما می برند.

 

چه کسانی امروز در یمن، مردم را از بین میبرند؟ جز «اینست» که آل سعود خبیث و جنایتکار «این کار را می کند»؟ چه کسانی الآن مردم بحرین را قتل عام می کنند؟ اینها همگی به اسم مسلمانی است «تنها نام مسلمانی را یدک می کشند».

 

آیا اینها همان مسلمانانی هستند که قرآن فرموده؟! از ۱۰۰ کفر، مسلمانی «اینها» بدتر است.  این از ۱۰۰ کفر بدتر است؛ مسلمانی نیست. مسلمانی که برای کشتن مسلمان «دیگر» مسابقه میدهد، پول خرج میکند، اینکه دیگر مسلمانی نیست.

 

امام صادق علیه السلام میفرماید:

“مسلمان به برادر مسلمان خودش ظلم نمی کند”

 

در بیان دیگری امام صادق علیه السلام میفرماید:

“مؤمن بر مؤمن یک حقوقی دارد. «اینکه» محبّت و مودّت اورا در سینه خود داشته باشد؛ نه کینه اورا، نه دشمنی، نه حسادت نسبت به برادر مؤمن اش را.”

 

نه اینکه اگر پیشرفتی کرد، اگر موفقیّتی را بدست آورد، خدایی ناخواسته ما ناراحت بشویم. از نظر مالی هم مؤمن به برادر مؤمن اش کمک می کند. یعنی یک حقّی را مؤمن برای برادر مؤمن اش در اموالش قائل می شود. اگر مؤمن «یک روزی » نبود، مؤمن دیگری از زن و فرزند او محافظت می کند؛ همچون زن و فرزند و زندگی خودش. همچنین او یاری میدهد به برادر مؤمنی که به او ظلم می شود.

 

امروز وظیفه ما نسبت به سایر برادران مؤمن و مسلمان در سایر جوامع چیست؟ آیا ظلمی که الآن به مردم مظلوم یمن می شود، یا عراق، یا سوریه و بحرین و …، ما باید سکوت کنیم؟! ما باید دست روی دست بگذاریم؟! وظیفه ماست، وظیفه دینی ما که به کمک آنها بشتابیم و به آنها کمک کنیم.

 

«از جمله حقوق دیگر اینکه»، اگر او حقّی را در نزد برادر مسلمان اش دارد ولی الآن حاضر نیست، انسان به نیابت از او حق اش را دریافت کند، نگهدارد و بعد که او بازگشت، آنرا به او بدهد.

 

و «همچنین» هنگامیکه از دنیا رفت، به زیارتش برود، کنار قبرش برود، فرموشش ننماید «فقط وقتیکه زنده هست در کنارش نباشد، بلکه از دنیا هم رفت فراموشش نکند».

 

و «همچنین» به او ظلم نکند، «نفاق نداشته باشد، دورو نباشد نسبت به برادر مؤمن اش، جلوی او و پشت سر او یک دل و یکرنگ باشد». به او خیانت نکند، خارش ننماید، تخریبش نکند.

 

حالا شما در نظر بگیرید مثلاً شخصی میخواهد به برادر مسلمانش تذکّر بدهد و او در یک جمعی حضور دارد «که» آنجا که جای تذکّر نیست؛ او در جمع تحقیر خواهد شد. حتّی اصلاً ممکن است آبروی اش برود. اگر میخواهی به برادر مؤمن ات تذکّر بدهی، جایی که تنهاست این کار را انجام بده. لازم نیست اگر در جمع خطایی هم انجام داد، سریعاً در همان جا به او تذکّر بدهی. این باعث خاری و تحقیر او می شود. «البته درنظر بگیریم که» مؤمن شاخص هایی دارد و ما اینجا شاخص های مؤمن را مطرح نکردیم.

 

امام صادق علیه السلام در ادامه میفرماید:

“تو حق اُف گفتن به برادر مؤمن ات را نداری.”

 

ما این تعبیر را در قرآن کریم نسبت به والدین شنیده بودیم. امّا اینجا میفرماید که نسبت به برادر مؤمن ات حق اُف گفتن نداری. حال میفرماید که اگر این اتّفاق بیافتد، دیگر دوستی و ولایتی بین این دو برادر مؤمن وجود نخواهد داشت. اینجا دیگر شیطان حکومت خواهد کرد؛ نه خدا.

 

در ادامه میفرماید “اگر به برادر مؤمن ات بگویی که تو دشمن من هستی”، اگر به برادر مؤمن ات اینگونه نسبت بدهی، امام میفرماید که این مسئله باعث خروج از مدار دین می شود.

 

و مورد آخر که در جامعه ما هم شیوع دارد، میفرماید:

“اگر تهمت به برادر مؤمن ات بزنی”

 

تهمت یعنی که چیزی را که برادر دینی اش، برادر مسلمانش مرتکب نشده است را به او نسبت بدهی. یک وقت شخصی چیزی را گفته، کاری را کرده، که مثلاً انسان غیبت اورا میکند؛ غیبت هم حرام است. تهمت یعنی که بنده خدا کاری نکرده است، و انسان یک چیز ناروایی را به او نسبت میدهد.

 

ایشان میفرماید که «در صورتیکه انسان مرتکب تهمت بشود»، ایمان منهدم خواهد شد، نابود میشود؛ چگونه نمک در آب حل میشود «همانگونه ایمان در قلب انسان مؤمن از بین می رود».

 

ما امروز مشاهده می کنیم در دانشگاه، بیخودی چیزی را به یکدیگر نسبت می دهیم. حالا یا از روی غرض و یا از روی مرض!

 

ببینید امام صادق علیه السلام چه میفرماید. این بزرگترین «زنگ» خطر است. ایشان میفرماید اگر کسی حرفی بزند، چیزی بگوید نسبت به برادر دینی اش که بخواهد آبروی اورا ببرد، مثلاً بخواهد وجهه ی اجتماعی اورا نابود کند، مثلاً او به جایی نرسد یا می خواهد که اورا از چشم مردم بیاندازد، خدا با او این کار را خواهد کرد:

 

“خدا آن شخص تهمت زننده را از تحت ولایت خودش خارج می کند، و می برد تحت ولایت شیطان؛ شیطان هم قبولش نمیکند « شیطان هم دست رد به سینه او میزند»”

 

لذا مواظب حرف زدن هایمان باشیم. میفرماید مؤمن برادر مؤمن است و «در روابط اجتماعی» بر برادر مؤمن خودش حق دارد.